800x600
نویسنده :رحمت الله اعتمادی جاغوری المیتو
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه........................................................................................................................3
معلمان
کارآمد.............................................................................................................4
بهترین معلم
من کسی
بود...............................................................................................5
بد ترین معلم
من کسی
بود..............................................................................................5
نقش معلم در آموزش
و پرورش چیست؟.............................................................................6
رهبری وهدایت
کلاس....................................................................................................6
بهترین استاد
کیست؟......................................................................................................7
تاثیر شخصیت
و تعادل روانی معلم در تعلیم و تربیه شاگرد......................................................9
معلم خوب و
موفق جه کسی است؟...................................................................................10
بدترین معلم
کیست؟......................................................................................................10
نتیجه گیری
کلی..........................................................................................................12
پیشنهادات...................................................................................................................12
منابع
مأخذ...................................................................................................................14
مقدمه
معلم و دانش آموز دو رکن مهم و اساسی آموزش و پرورش هستند. معلم
عبارت از فرد است که شاگرد را آموزش و پرورش می دهد. معلم جز اساسی تعلیم و تربیه
است. معلم بهترین الگو برای شاگردان است، معلم در واقع پدر و مادر معنوی انسان
است، معلم کس است که خودش همچو شمع می سوزد و ذهن شاگردانش را روشن می کند. معلم
کسی است که زندگی خود را فراموش می کند و همیشه به فکر سرنوشت شاگردش می باشد. معلم
از جمله عوامل موثر در رشد کودک محسوب می شود. نقش معلم هدایت و راهنمایی شاگردان
است و همچنان وظیفه معلم ایجاد تغیر مطلوب در شاگرد است. معلم است که شاگرد را خوب
و یا بد تربیه می کند. بنأ دانش شاگردان وابسته به دانش معلم است. خلاصه اینکه
معلم است که سرنوشت شاگردان را تعین می کند.
در مورد این سوال که
بهترین معلم کیست؟ و یا بدترین معلم کیست؟ نمیتوان پاسخ قطعی ارائه کرد و قضاوت
کامل کرد، زیرا برای ارزیابی یک معلم معیار ها شرایط خاصی وجود دارد.
بنأ من می خواهم نظر خود را درباره این موضوع ارایه نمایم.
با احترام!
معلمان کارآمد[1]: همه شاگردان با معلمان خوب وبد سرکارداشته اند.آیا تفاوت
بین آنها وجود دارد ؟آیا معلمان کارآمد باهوش تراند؟آنها به کار معلمی بشتر تناسب
دارند؟آیابرخی افراد برای معلمی زاده شده اند؟این سوالات مهیم هستند وهدف مطالعه
دقیق قرارگرفته اند.به طور کلی تحقیقات نشان میدهد که هوش وشخصیت معلم درمقایسه با
توان عملی وکاربردی اودرکلاس درس ازاهمیت کمتری برخورداراست(اورتسون واسمیلای
1987)این تحقیقات بسیاری ازمهارتهای راکه موجب تفاوت کیفی تدریس موشود مشخص ساخته
اند .معلمان خوب قادر اند قدرت تفکر دانش آموز را پرورش دهند ورشد اورا تسهیل کنند
به خوبی از اداره کلاس برآیند درس خود را به کیفیت با لا عرضه کنند یاد گری دانش
آموزان را ارزیابی کنند وخود را با شرایط متغیر تطبیق دهند.
بهترن معلم من کسی بود ؟
الف: که برای اولین بار برایم اهمیت علم و دانش را آموخت.
چرا این خصوصیت (دانستن اهمیت علم و دانش) خوب است؟
زیرا که هر شخص باید ابتدا اهمیت و ارزش یک شی را بفهمد بعد
آنرا یادبگیرد، در قدم اول به آن علاقمند می شود، بعد هدف خود را میفهمد بعداً
تلاش به بدست آوردن آن را می کند.
اگر شاگردان اهمیت و ارزش تعلیم و تربیه را ندانند هرگز
پیشرفت در تحصیل کرده نمی توانند.
ب: که بهترین انگیزه را برایم داد:
در اصل انگیزه بهترین و ساده ترین شیوه یادگیری بهتر است،
زمانیکه من انگیزه به زندگی و درس و تحصیل نداشتم مانند مسافری بودم که هدف مسیر
خود را نمی دانستم و بعد از انگیزه دادن استاد من بود که واقعاً دانستم که چه باد
کرد، و کجا باید رفت.
بنابر گفته دانشمند
مشهور زیگمونت فروید "انگیزه و فکر سرنوشت انسان را تعین می کند" هیچ
دستاورد و موفقیتی بدون انگیزه نمی باشد، وقتی انگیزه باشد نا ممکن وجود ندارد،
انگیزه است که انسان را به قله های موفقیت می رساند.
ج: که هدف زندگی یم را تعین کرد:
معلم بود که برایم شناساند که {من کیستم؟، چه هستم؟، کجا
میروم؟، چی میکنم؟، کجا می روم؟}.
علیرضا آزمندیان: هدف ها هستند که مقصد و مسیر یک زندگی را
تعین می کنند، هدف ها هستند که به انسان اعتماد به نفس و انگیزه و عشق به زندگی می
دهند چرا که یک انسان هدفمند هرگز افسرده نمی شود.
د: که طریقه و روش زندگی را برایم یاد داد:
بهترین معلم زندگیم معلم X بود کسی که راه
و رسم زندگی کردن را برای شاگردانش آموخت. اینکه من کیستم؟ در زندگی چه مسؤلیت های
داریم، کدام راه را انتخاب کنیم. یعنی رفتار معلم من طوری بود که هر شاگرد می
توانست
بطور آزادانه ناراحتیها و مشکلات زندگی خود را با او درمیان
بگزارد و اطمینان حاصل کند که مورد همدردی استاد قرار گرفته است.
ه: بهترین معلم من معلم Y بود کسی که
واقعاً انسان عادل بود:
دانش آموزان به اظهار نظر معلم در مورد خود شان خیلی اهمیت
می دهند و چنانچه ارزشیابی معلم از روی بی نظری و رعایت انصاف صورت گیرد و دانش
آموزان نیز احساس کنند که معلم نظر خاصی نسبت به هیچ یک از آنها ندارد، برای این
ارزشیابی ها ارزش قایل می شوند و در رفع نواقص و نقاط ضعف خود می کوشند.
و: کسی که بهترین الگو در زندگیم بود:
شخصیت و تعادل روانی معلم بیش از سایر طبقاتی اجتماعی مورد
نظر و با اهمیت است. زیرا معلم به عنوان یک عامل شرطی کننده می تواند در دانش
آموزان واکنشهای مثبت و سازنده و یا واکنشهای منفی ایجاد کند. تماس نزدیک معلم با
دانش آموزان و نفوذی که بر آنها دارد نقش مهمی در سلامت فکری و روانی آنها ایفا می
کند. این تاثیر و نفوذ رفتار معلم در دانش آموز ممکن است به طور مستقیم و یا غیر
مستقیم صورت پذیرد و به صورتهای گوناگون مانند: تقلید، الگوسازی و گاهی اوقات
همانند سازی بروز کند.
ز: کسی که انعطاف پزیر ترین معلم بود:
انعطاف پزیری یعنی بهترین استفاده از فرصت ها نمودن است،
انعطاف پزیری بعضی اوقات بسیار مهم است.
هربرت کاسون: اگر خواهان موفقیت در زندگی هستید همیشه
انعطاف پزیر باشید.
از تمام روش های
تدریس( 1- روش شاگرد محوری 2- روش استاد
محوری 3- روش فعال 4- روش دیالکتیکی 5-
روش پروژه ای (تحقیق) 6- روش انفرادی 7-
روش گروپی 8- روش گفت و شنود 9- روش سخنرانی
و غیره ...) استفاده کند.
معلم خوب همواره در
تربیه و تعلیم شاگردان با روحیه انساندوستی، احترام به کرامت انسانی، تحکیم روحیه
اسلامی، وطندوستی، وحدت ملی و..... صادقانه
میکوشد.
معلم که شاگردان خود
را از عواقب جهل، خشونت، حق تلفی و ظلم آگاه می ساخت.
معلم که همیشه با
لبخند به صنف داخل می شد.
بدترین معلم من کسی بود:
الف: بدترین معلم من معلم X بود زیرا هدف
تدریس را نمی دانست، علاقمند تدریس نبود، پلان درسی نداشت و ارزش وقت را نمی
شناخت.
زیرا بنابر گفته دانشمند مشهور بنام کارک راجرز که می گوید:
"علاقمندی به تدریس جز اساسی وظایف معلم است".
ب: بدترین معلم من معلم Y بود، زیرا
همیشه شاگردانش را توهین، تحقیر و انتقاد می کرد. روش تدریس را نمیدانست و هر لحظه
از زور و استبداد کار میگرفت.
ج: معلم که شاکرد خود را نمی شناخت و ارتباط با او برقرار
نمی کرد. همیشه خودخواهانه عمل می کرد. یکی از اصول تدریس و وظیفه معلم ارتباط
برقرار کردن با شاگردان است. بدون ارتباط نمی توان شاگردان را شناخت و سلوک او
آنها را تغیر داد.
داکتر حزه گنجی: ارتباط یعنی تبادله احساسات از یک فرد به
فرد دیگر می باشد.
نقش معلم در آموزش و پرورش چیست؟
نقش معلم امروزه در آموزش و پرورش با نقش او در گذشته تفاوت
دارد. این تفاوت به خاطر آن است که هدفهای آموزشی امروزه با گذشته متفاوت است.
از جمله عوامل مؤثر در رشد کودک معلم، به ویژه معلم
کودکستان و سالهای اول مکتب، است. معلم در واقع جانشین مادر است. کودک که از دامن
خانواده جدا می شود و به آموزشگاه می رود، معلم را در نقش مادر می بیند و همان
نگرشی را که نسبت به مادر دارد به او انتقال می دهد. چنانچه معلم نقش خود را خوب
ایفا کند، نقش مادر دوم را در زندگی کودک دارد و در رشد و سلامت فکر او مؤثر واقع
می شود.
عشق به یادگیری و کنجکاوی یکی از خصوصیات طبیعی بشر است و
در واقع این دانش آموز است که مطالب را فرا می گیرد. نقش معلم تنها هدایت و
راهنمایی، ایجاد موقعیتهای مناسب برای کسب تجارب لازم، برانگیختن و تشویق و به طور
کلی تسهیل مراحل یادگیری در جهت رشد و سازگاری دانش آموز با محیط و ایجاد تغییرات
رفتاری لازم در او می باشد.
رهبری وهدایت کلاس[2]:توانای وهدایت کلاس
بخش مهمی از کار هر معلم وکلاس ونیز بستر مناسبی برای یادگیری است .به نظر میرسد
معلم برای اداره مطلوب ومنظم کلاس درس به دومهارت احتیاج دارد :یکی برقراری ارتباط
موثرومثبت بادانش آموزان ودیگری مدریت کلاس .این مدریت باعث تسهیل امر آوزش وکاهش
رفتارهای نامطلوب در دانش آموزان میشود .برای کمک به معلمان به رای ایجاد جوی
مطلوب در صنف چهار راهبرد پیشنهاد میشود
1.پیشگری از رفتارهای نامطلوب دردانش آموزان.
2.برقراری ارتباط مثبت با دانش آموزان.
3.استفاده از روش یادگری مشارکتی درصنف.
4.فراهم کردن جوی مثبت ومطلوب برای یادگری وآموزش.
بهترین استاد کیست؟
در مورد این پرسش که معلم خوب و موفق چه کسی است نمی توان
پاسخ قاطعی داد. زیرا این امر کاملاّ بستگی به فرهنگ و ارزشهای یک ملت دارد و قبل
از اینکه در مورد خوب و یا بدی معلم قضاوت شود، باید معیار هایی تعیین گردد تا بر
حسب آن معیار ها معلم ارزشیابی شود و این معیار ها باید با هدفهای آموزشی بستگی
تام داشته باشد.
میتزل می گوید معیاری که جهت ارزشیابی معلمان در نظر
گرفته می شود باید دارای چهار خصوصیت باشد: روایی، اعتبار، عدم تعصب
و عملی بودن معیار. او یک چنین معیاری را از سه جنبه می سنجد:
1. نتیجه کار معلم، یعنی فراگیری دانش آموزان و تغییرات رفتاری آنها.
2. چگونگی روابط متقابل
معلم و داش آموزان.
3. شخصیت معلم، که شامل سازگاری، هوش و رفتار او به طور کلی است.
کارک راجرز تدریس را به روان درمانی تشبیه می کند و می
گوید: همانطور که در روان درمانی بیمار خودش خودش را درمان می کند و روانشناس فقط
به او کمک می نماید تا به مشکلات خود و استعداد های خود جهت رفع آن مشکلات پی
ببرد، در تدریس نیز دانش آموز خودش مطالب را فرا می گیرد و معلم فقط به او کمک می
کند که به هدفهای آموزشی نزدیک گرد و موفق شود. برای اینکه معلم بتواند در این کمک
و راهنمایی مؤثر و موفق باشد، باید افراد را به عنوان یک انسان قبول داشته باشد،
برای ایشان ارزش قایل شود، آنها را درک کند و از ارزشیابی شخصیتی دانش آموزان خود
داری کند و در رفع مشکلات با آنها همدلی نماید. این روش روان درمانی را راجزر مراجع
مرکزی و این روش تدریس را دانش آموز مرکزی می نامد.
هر چند مشخصات یک معلم خوب و موفق در موقعیتها و محیط های
مختلف متفاوت است، با این حال معلمان خوب به طور کلی خصوصیات مشترکی دارند. از این
قبیل:
بهترین معلم کسی است که علاقه به تدریس داشته باشد، عادل
باشد، با شاگردان مهربان باشد، قدرت بیان داشته باشد، از لحاظ جسمی و رانی دارای
صحت کامل باشد. و بطور خلاصه دارای معیار های ذیل باشد:
1-
علاقه به تدریس: به این معنی که معلم باید به تدریس به طور اعم و به تدریس
موضوع خاصی که مورد تدریس اوست به طور اخص علاقه داشته باشد.
2-
ثبات عاطفی و روانی: معلم به عنوان یک رهبر و الگوی رفتاری باید در افکار و
اعمالش ثبات داشته باشد و تحت تأثیر عواطف و هیجاناتش تصمیم گیری نکند؛ به طوری که
دانش آموزان بتوانند از این نظر به او اطمینان داشته باشند.
3-
ادامه به یادگیری: معلم کسی است که همیشه احساس نیاز به یادگیری و فراگیری
مطالب تازه و ادامه به مطالب داشته باشد و مطالعات خود را پس از کسب مدرک تحصیلی
متوقف نکند.
4-
مهربانی و همدردی با دانش آموزان: معلم باید
رفتارش به طریقی باشد که دانش آموزان بتوانند آزادانه نا راحتیها و مشکلات خود را
با او در میان بگذارند و اطمینان داشته باشند که به مناسبت اشتباهاتی که کرده اند
مورد انتقاد و بی مهری واقع نخواهند شد.
5-
روحیه همکاری: یک معلم خوب همیشه آماده همکاری با دیگر معلمان است، خصوصاَ
اگر احساس کند که وجودش در این همکاری مؤثر و لازم است.
6-
صبر و بردباری: یکی از خصوصیاتی که واقعاَ یک معلم خوب باید از آن برخوردار
باشد بردباری است. زیرا اصولاَ معلم با کودکان و نوجوانان سر و کار دارد و این
افراد به مناسبت کمی تجربه و سن گاهی اوقات رفتاری از خود بروز می دهند که جنانچه
معلم در برابر آنها بردباری کافی نداشته باشد موجب ناراحتی خواهد شد.
7-
رعایت انصاف در ارزشیابی ها: علاوه براین
چنانچه ارزشیابی منصفانه نباشد، موجب کینه و عناد و در نتیجه دوری گزیدن برخی از
دانش آموزان از معلم می شود و می دانیم که این حالات عاطفی چه ثمرات بدی به دنبال
خواهد داشت.
8-
آشنایی با اصول روانشناسی: معلم باید علاوه بر داشتن تخصص در زمینه ای خاص که تدریس می
نماید، با اصول کلی روانشناسی نیز آشنایی داشته باشد. زیرا عدم آشنایی با
روانشناسی گاهی اوقات باعث می شود که رفتار دانش آموز به غلط تعبیر گردد و در
نتیجه کدورت و جدایی ایجاد شود. چنانچه معلم با قوانین رشد، یادگیری، خصوصیات سنی
گروه های مختلف، روانشناسی پسر و دختر و غیره آشنا باشد، خیلی از مسائل و مشکلات
را می تواند به آسانی توجیه کند و راه حل آنها را پیدا کند.
9-
قدرت بیان: خوش صحبتی و قدرت بیان یکی از عواملی است که در ایجاد رابطه
با افراد فوق العاده مؤثر است و معلم که علاوه بر ایجاد رابطه با دانش آموزان باید
مطالب درسی را به آنها تفهیم کند، حتماَ باید از این نیرو برخوردار باشد. بسیاری
از افراد با سواد و مطلع هستند، ولی در اظهار مطالب و تفهیم آن به دیگران
ناتوانند. چنین افرادی به ندرت می توانند در کار معلمی و آموزش موفق شوند.
10- ارزشیابی از کار
خود: یک معلم خوب
کسی است که مرتب از کاری که می کند ارزشیابی به عمل آورد. یعنی با توجه به هدفهای
آموزشی و رفتاری که در آغاز شروع هر کلاس در نظر دارد، باید ببیند که تا چه حد این
هدفها برای او حاصل شده است و تا چه حد توانسته است در دانش آموزان نفوذ کند و
مورد تأیید آنها واقع شود.
11- آراستگی ظاهر: معلمی که در برابر دانش آموزان کلاس ظاهر می شود و ناچار
است روزی چندین ساعت با آنها سر و کار داشته باشد، باید از نظر سر و وضع ظاهر
کاملاَ آراسته باشد. البته این آراسته بودن به آن معنی نیست که همیشه لباس آخرین
مد به تن داشته باشد و هر روز ساعت ها وقت صرف خود آرایی نماید، بلکه باید آرایش و
پوشش او با محل و محیطی که در آن تدریس می کند متناسب باشد و رعایت پاکیزگی و
انضباط و غیره را بنماید.
تاثیر شخصیت و تعادل روانی معلم در تعلیم و تربیه شاگرد
نظر به اینکه شخصیت
دانش آموزان هنوز شکل نگرفته است، اثر پذیرتر هستند و عدم تعادل روانی معلم اثر
های بدی در آنها خواهد داشت. بدین علت است که سلامت روانی معلم باید فوق العاده
مورد نظر اولیای آموزش و پرورش قرار گیرد و در انتخاب معلمان دقت بیشتری به عمل
آید. پدر و مادر و افراد خانواده اولین کسانی هستند که کودک را تحت تاثیر قرار می
دهند و معلم و آموزشگاه در درجه دوم اهمیت قرار دارند. دانش آموزان نه تنها مطالبی
را که مستقیماَ از طرف معلم گفته می شود می آموزند. بلکه رفتار، حرکات، نگرشها،
مهارتها و خلاصه کل شخصیت معلم در آنها اثرمی گذارد.
معلم خوب و موفق چه کسی است؟
معلم که وقت را ضایع
نمی کرد و از هر لحظه به صورت مؤثر به خاطر آموزش شاگردان استفاده می کرد.
معلم که همیشه
مطالعه می کرد و سطح معلومات مسلکی و آفاقی خود را بالا می برد.
معلم که تلاش می کرد
تا ضعفها، کمبود ها و نا رسائی هایش را شناسائی و اصلاح نماید. او همه روزه با
پلان درسی و آمادگی کامل به صنف داخل می شد و با محبت و آرامش به تمام پرسش های
شاگردان جواب می داد.
معلم که، بردبار، با
گذشت و پر تلاش بوده، سعی می کرد که از نظر وظیفه شناسی، صداقت و مسوولیت پذیری در
مکتب و اجتماع نمونه باشد.
معلم که می دانست که
شاگردان امروز، سازندگان، مسوولین و رهبران فردای جامعه اند. به همین خاطر به
کرامت، شخصیت و حیثیت شان احترام می گذاشت.
معلم که سعی می کرد
تا با ایجاد همبستگی، همکاری و تفاهم با سایر استادان و اداره مکتب، مشکلات اداری
و درسی خود را تشخیص داده و راه حل مناسب را جستجو و تطبیق نماید.
بد ترین معلم کیست؟
معلم که برای رسیدن به یک هدف مشترک، که به رشد و ترقی
شاگردان منجر شود با آمر و سایر همکارانش هماهنگ عمل می کرد و از حال شاگردانش با
خبرنبود.
معلم بد کسی است که شاگردانش او را به صفت دوست مطمین،
مهربان و صادق خود میشناخت و به او اعتماد منکرد.
معلم بد پل رابطه میان شاگردانش و والدین شان با اداره مکتب
نمی باشد.
معلم که، عملکرد خود را با کمک شاگردان ارزیابی نمی کند، تا
در یابد که آیا شاگردان از شیوه برخورد و طرز تدریس او راضی هستند؟
معلم که، یک فضای شاد و مملو از صمیمیت، اعتماد، دوستی و
همکاری را برای شاگردان خود در صنف ایجاد می کرد، تا شاگردان احترام به همدیگر،
فامیل، معلم و اداره را فهمیده، حقوق و مکلفیت های خود و دیگران را بدانند.
معلم که از کار شاگردان ایراد بیجا نمی کرد، بلکه مشکلات
شاگردان را تشخیص و با دلسوزی به خاطر حل آنها تلاش می کرد. او بدون هر گونه
تبعیض، به کرامت انسانی و شخصیت تمام شاگردان احترام می گذاشت.
معلم که هیچگاه شاگردان را توهین، تحقیر و تهدید نمی کند
معلم که شاگردان را به خاطر احساس مسوولیت کردن در نظافت و
حفاظت صنف، لوازم مکتب و محیط زیست کمک و رهنمایی می کرد.
معلم که شاگردانش را از مسایل گوناگون آگاه می کرد و تشویق
می نمود تا در تصمیم گیری ها در صنف، سهم بگیرند.
معلم که روحیه اصلاح و انتقاد پذیری را در خود تقویت می کند
و سعی می کرد تا این روحیه را به شاگردان انتقال بدهد.
معلم که به شاگردانش فرصت نمی داد تا نظریات، پیشنهادات و
احساسات مرتبط با مسایل درسی را در همه موارد آزادانه بیان نمایند.
معلم که می دانست که شاگردان از افکار، اندیشه ها، بر خورد
ها، سلوک، قضاوت و عملکرد او می آموزند پس تلاش می کرد که اندیشه هایش انسانی،
قضاوتش عادلانه، سلوکش صمیمانه و عملش دوستانه باشد.
معلم که تلاش می کرد که شرایط محیط، مشکلات درسی و فامیلی
شاگرد را در حد توان درک و در این رابطه او را کمک کند.
معلم خوب به خاطر درک
مشکلات روحی و جسمانی آن عده شاگردان که وضعیت غیر عادی دارند- با در جریان
قراد دادن اداره مکتب – با اولیای آنها مشورت می کند تا راه حل مناسب را جهت رفع
مشکلات احتمالی بیابد.
معلم که هر گونه نو آوری و ابتکار شاگردان را ارج گذاشته، و
مورد توجه و تشویق قرار نمی داهد.
معلم خوب شاگردانش را به علت اشتباهی که ممکن است انجام
دهند، نه تنها تنبیه و سرزنش نمی کند، بلکه سعی می کند تا به آنها بفهماند که از
اشتباه نترسیده، از آن بیاموزند.
معلم که نیاز های زمان را درک نموده، شاگردانش را مطابق
ضرورت ها و نیاز های زمان، اموزش و پرورش می داد.
معلم که امتحان را بخشی از عملیه آموزش می دانست و سعی می
کرد که نتایج امتحان برای شاگردان سازنده، آموزنده و تشویق کننده باشد.
معلم که امتحانی که هدف آن سنجش پیشرفت های شاگردان و تشخیص
نقاط ضعف و قوت او می باشد، را به خاطر کمک به شاگردان در تقویت یادگیری و رفع
نقاط ضعیف به کار می برد، نه به منظور مجازات شاگردان.
نتیجه گیری:
در مورد این پرسش که معلم خوب و موفق چه کسی است نمی توان
پاسخ قاطعی داد. زیرا این امر کاملاّ بستگی به فرهنگ و ارزشهای یک ملت دارد و قبل
از اینکه در مورد خوب و یا بدی معلم قضاوت شود، باید معیار هایی تعیین گردد تا بر
حسب آن معیار ها معلم ارزشیابی شود و این معیار ها باید با هدفهای آموزشی بستگی
تام داشته باشد.
عشق به یادگیری و
کنجکاوی یکی از خصوصیات طبیعی بشر است و در واقع این دانش آموز است که مطالب را
فرا می گیرد. نقش معلم تنها هدایت و راهنمایی، ایجاد موقعیتهای مناسب برای کسب
تجارب لازم، برانگیختن و تشویق و به طرو کلی تسهیل مراحل یادگیری در جهت رشد و
سازگاری دانش آموز با محیط و ایجاد تقییرات رفتاری لازم در او می باشد.
پیشنهادات:
1- نقش معلم امروزه
تنها انتقال معلومات و آموزش مطالب درسی نیست، بلکه او در رشد و پرورش کل شخصیت
دانش آموز مؤثر است. بنأ هر معلم باید متوجه باشد.
2- برنامه های آموزشی
باید با در نظر گرفتن هدفهای آموزشی که ممکن است آنی و یا آتی باشد در جهت رشد
شخصیت دانش آموزان باشد.
3- معلم، به ویژه معلم
کودکستان و سالهای اول مکتب، نقش مادر دوم را برای کودک ایفا می کند. زیرا کودک
نگرش خود نسبت به مادر را به او تعمیم می دهد. فلهذا معلم خوب را باید انتخاب کرد.
4- آموزش صحیح به شاگردان
علاوه بر اطلاعات درسی، قدرت برخورد با مشکلات و مسائل، درک صحیح و یافتن راه حل
آنها را می دهد. باید زمینه خوب آموزش صحیح را برای شاگردان مساعد ساخت.
5- مشخصات یک معلم خوب
و موفق بنا به شرایط و موقعیتها متفاوت است. بنأ برای بالا بردن سطح دانش معلمین
باید تریننگ ها، جلسات و ارزیابی ها صورت گیرد.
6- به طور کلی یک معلم
خوب به آموزش و یادگیری مطالب تازه علاقه مند است، روحیه همکاری، صبر و بردباری،
قدرت بیان، آراستگی ظاهر، ثبات عاطفی و تعادل روانی دارد و در ضمن با اصول
روانشناسی نیز آشناست.
7- معلم نقش مهمی در
سلامت فکری و روانی دانش آموزان دارد. به طوری که مطالعات نشان داده است دانش
آموزان معلمان متعادل از تعادل روانی و آرامش بیشتری برخورد دارند. بنأ راز پیشرفت
و ترقی یک کشور وابسته به وضع معارف و سطح دانش معلمین آن کشور است فلهذا اگر می
خواهید فرزند سالم، خانواده سالم و جامعه سالم داشته باشید، پس معلمین خوب تربیه
کنید و یا سطح آگاهی و دانش معلمین را بالا ببرید.
منابع و مأخذ:
1- جان.ای گلاور
.راجراچ برونییگ.روانشناسی تربیتی اصول وکاربرد آن.
2- کد یور .پروین
.روانشناسی تربیتی.
3- مقدم، بدری، کاربرد
روانشناسی در آموزشگاه ( روانشناسی آموزشگاهی)، سال 1358، انتشارات رادیو تلویزیون
جمهوری اسلامی ایران.
4- بخش تعلیم و تربیه، کمیسیون
مستقل حقوق بشر افغانستان، سال 1386 .
5- شعاری زاده، علی
اکبر، فلسفه آموزش و پرورش، سال 1374.
[1]روانشناسی تربیتی واصول وکاربرد آن ، جان
ای . گلاور . راجرچ . برونینگ ترجه علینقی خرازی ص: 9
[2]
روانشناسی تربیتی
داکتر پروین کدیور ، ص : 228