800x600

نویسنده:رحمت الله اعتمادی جاغوری

مقدمه:

شخصیت یکی از اولویت های فرد است که باید همه افراد اینرا دارا باشد .

شخصيت از تركيب پيچيده اي از نيرو هاي دروني كه شيوه اي را قالب ريزي ميكند تا فرد به آن شيوهء  نوع شخص بودن را كه هست، ادامه بدهد.هر انسان دارای شخصیت های مختلف است که همین شخصیت انسان ها را در مقام های بزرگ میرساند که از قبیل شخصیت های سیاسی ,اجتماعی و غیره میباشد.

شخصیت از نظر روانشناسان به بحث های گوناگون تقسیم شده است اولا بمیا آمدن شخصیت است بعد انواع صفات بعد مورد صفات آن بعد انواع شخصیت, شیوه های شخصیت, تست های شخصیت و غیره میباشد.

و عومل مختلف است که در تحول و تشکل شخصیت تاثیر ممهم را دارا میباشد عبارت است از وراثت, محیط, تعلیم و تربیه میباشدوراثت: آنچه را که کودک از پدر و مادر و اجداد گرفته و هنگام زادن با خود به دنیا می آورد شخصیت او را پایه گزاری میکند.

محیط: تمام اشیا, پدیده ها و عواملیکه انسان را احاطه کرده است و بر وس اثر میگزارد محیط نامیده میشود.مانند محیط فزیکی آب,هوا,ذخایر طبیعی و غیره محیت اجتماعی ,طبقات اجتماعی انستتیوتهای اجتماعی ,رسوم,عنعنات,کلتور و غیره میباشد.

تعلیم و تربیه: برخی از دانشمندان تربیتی نظر دارند که تعلیم و تربیه عبارت از مجموعه از فعالیتهای است که به کمک آنها رشد و تکامل فرد بسوی هدفهای معین رهبری میشود.  

شخصیت:

در نظر روانشناسان، معناي كلمهء شخصيت فراتر از صفت جذابيت است كه ما را وادار ميكند در مورد دارندهء آن بگوييم كه (( فردي با شخصيت است.))

شخصيت يك فرد از تمام صفات او تشكيل يافته است.

از انواع صفت نام ميبريم:

انواع صفت: ثابت قدمي، عجله، معاشرتي بودن، ميهن دوستي، مانند صفات ديگر كه علاقهء انسان را بيان ميكند مثل: زيبايي شناسي، ورزش دوستي و غيره. از جملهء صفات مهم خُلق و خوی را ميتوان نام گرفت. اين صفات شامل ويژه گيهاي مثل : خوش بيني و بد بيني، زودرنجي و تُرشرويي، تحريك پذيري و ملايمت است.

 در مورد صفات شخصيتي :

در بارهء صفات شخصيتي، دو بُعد از شخصيت را روانشناسان مد نظر ميگيرند كه يكي، ( برون گرايي ٍExtraversion ) و ديگري ( درون گرايي Introversion  ) ميباشد. از سالهاست كه هيچ بُعدي از شخصيت به اندازهء بُعديكه به وسيلهء اين دو كلمه بيان ميشود، جلب توجه نكرده است.

روانشناس مشهور آلماني بنام كارل گوستاف يونگ ( Carl Gustav Jung) برون گرايي و درون گرايي را چنين تعريف ميكند :

برون گرا ، شخصي است كه بيشتر به اشيا و اشخاص جهان بيرون علاقمند است، و درون گرا، شخصي است كه بيشتر به افكار و احساسات خود علاقه دارد. برون گرا در زمان حال زندگي ميكند، به دارايي و موفقيت خود ارزش قايل است ، ولي درون گرا در آينده زندگي ميكند و به ملاكها و عقايد خود ارج مي نهد. برون گرا به جهان محسوس و قابل لمس علاقمند است، در حاليكه درون گرا به نيروهاي زير بنايي و قوا نين طبيعت علاقه دارد. برون گرا اهل عمل است، داراي عقل متعارف و درون گرا اهل تخيل و ادراك شهودي است. برون گرا مايل به عمل است و به آساني تصميم ميگيرد، در حاليكه درون گرا تحليل و طرح را ترجيح ميدهد و پيش از تصميم گيري ترديد نشان ميدهد.

اما روانشناسان عيني گرا به اين معتقدند كه برون گرايي و درون گرايي بطور واقعي بيان كنندهء يك صفت نيست، بلكه سه صفت را معيار قرار ميدهند:

 

1_ميل به تفكر در برابر ميل به عمل

 

2_ميل به تنهايي در برابر ميل به جامعه

 

3_آماده گي براي استقبال از خطر در برابر راضي بودن به وضع موجود

تعریف شخصیت:

شخصيت عبارت است از تركيب پيچيده اي از نيرو هاي دروني كه شيوه اي را قالب ريزي ميكند تا فرد به آن شيوهء آن نوع شخص بودن را كه هست، ادامه بدهد.

شخصيت، نظام آرزو ها و مقاصدي است كه شيوهء شخصي فرد را در مورد سازگاري با محيط خود تشكيل ميدهد. انگيزه ها، كليد هايي هستند كه در را به روي شناخت كاملتر ساخت و كار كرد شخصيت و همچنين رشد خلق و خوي هيجاني باز ميكنند. شخصيت، فكتور هايي هستند كه در رفتار و خاطر انسان رول بازي ميكنند و تا دير زمان باقي ميمانند.

بميان آمدن شخصيت:

عوامل جنيتكي و وراثت و تعليم و تربيهء ماحول و اجتماع ايكه انسان در آن بزرگ ميشود، رول مهم و بارز را در بوجود آمدن شخصيت او بازي ميكنند. بعضي خواص و صفت هاي شخصيت در جريان انكشاف قابل تغير مي باشند.

شخصيت را ميتوان تست و آزمايش نمود. ذريعهء تست و آزمايش فكتور هاي روشن ميشوند كه شخصيت انسان را معرفي ميكنند

شخصيت از ديدگاه فرويد:

فرويد روانشناس معروف معتقد بود كه طفوليت و تجربه هاييكه انسان در طفوليت انجام ميدهد بالاي شخصيت او رول مهم را بازي ميكنند و اثر ميگذارند. مراحلي را كه اطفال ميبايست در طفوليت بشكل سالم طي می نمايد.

عوامل موثر در تشکل و تحول شخصیت:

تحول گرایشی است از یک حالت کیفی کهنه به حالت دیگر نو و جدید. مفهوم تحول یک حرکت مثبت است که در سایه دانش و تپش انسانی بسوی تکامل صورت میگیرد.

تعریف تعلیم و تربیه:

برخی از دانشمندان تربیتی نظر دارند که تعلیم و تربیه عبارت از مجموعه از فعالیتهای است که به کمک آنها رشد و تکامل فرد بسوی هدفهای معین رهبری میشود.

درتشکل رشد و تحول شخصیت فرد عوامل چند دخالت دارد که عبارت است از وراثت محیط و تعلیم و تربیه.

 

الف:- نقش وراثت در تشکل و تحول شخصیت:

تعریف:آنچه را که کودک از پدر و مادر و اجداد گرفته و هنگام زادن با خود به دنیا می آورد شخصیت او را پایه گزاری میکند.برای توضیح این مطلب باید به این امر متوجه باشیم که هر موجود ای زنده ای حرکتش از سه خاصیت اساسی است.

اول:تشکل پزیری (ماده زنده میتواندخود را با عواملیکه محیط  او را تغیر میدهد هم آهنگ سازد).

دوم:قابلیت تحرک (ماده زنده میتواندخود راپیوسته متشابه نگهدارد یعنی پس از اینکه موفقآ به تغیر شکل گردیدحرکتی کند  و به خود تغیر شکلهای دیگری بدهد و شکل متعادل تازه بخود بگیررد).

سوم:قابلیت تبدیل انرژی کیمیاوی به نیرو الکترو میگانیک (همچنان ماده زنده هنگام واکنش برای برقراری تعادل میتوانند انرژی کیمیاوی را که در مالیکول هایش موجود هستندبه نیروی میکانیکی تبدیل میکند).

زندگی یک فرد آدمی نیز با یک سلول زنده آغاز میشود .این سلول زنده نیز مانند هر سلول زنده دیگر خواص سه گانه یاد شده یعنی شکل پزیری قابلیت تحریک و قابلیت انرژی را دارا میباشد.

این سلول زنده در هسته مرکزی خود که بزرگی آن فقط یکصدم سلول  است معمولا یعنی اینرا از موارد استثنائی دارای 46 کرموزوم میباشد . که نیمی از سلول جنسی پدر و نیمی آن از سلول جنسی مادر آمده اند .زیست شناسان هر کروموزوم را متشکل از سی هزار ژن میدانند  که مانند دانه های تسبیح پهلوی هم قرار دارند.

ژنها: عبارت از مالیکول های است که خصوصیات ارگانیزم ارثی و منشآ,ساختمان اجزای بدن انتقال میدهند.

ارث کروموزومی و ژنی سبب میشود که افراد نیز از حیث جگونگی شکل ظاهری بدن (رنگ,مو,بلندی و کوتاهی قد,جاقی و لاغری و غیره) و نیز از حیث چگونگی  ساختمان و بزرگی کوچکی و چگ.نگی عمل اعضای درونی آن (اشتها, معده,مغز, سلسه اعصاب )باهم فرق پیدا میکنند چنانچه ساختمان مغز شما با مغز دوستان شما آنقدر ممکن است فرق داشته باشدکه قیافه شما با هم فرق دارد.

ترشح بیش از حد یکی از غده ها بنام تیروئید سبب تند خوئی و زود خشمی و بی اختیارات حرکات و عکس العمل ها . در نتیجه بی ثباتی شخص میگردد و کمی تراوش آن غده آثار روانی معکوس دارد و سبب سستی ,بی قیدی و وارفتگی میگردد.

بنا بر آن آنچه گفته شد چون بنیاد شخصیت را از ژنها درست شده است نمیتوان اهمیت و تاثیر وراثت در تکوین شخصیت مورد تردید قرار دارد.

 

 

ب:- نقش محیط در تشکل و تحول شخصیت:

تعریف:تمام اشیا, پدیده ها و عواملیکه انسان را احاطه کرده است و بر او اثر میگزارد محیط نامیده میشود.مانند محیط فزیکی آب,هوا,ذخایر طبیعی و غیره محیت اجتماعی ,طبقات اجتماعی انستتیوتهای اجتماعی ,رسوم,عنعنات,کلتور و غیره میباشد.

محیط فزیکی و جغرافیوی در رشد و نموی فردتاثیر فراوان داردتاثیر محیط خارجی در پایه گزاری شخصیت و تحول فرد ترددید ناپزیر است .

طفل از همان لحظه که پا به عرصه جهان میگزارد تحت تاثیر محیط خارج و شرایط زندگی قرار میگیرد.

تاثیر هرچه بیشتر رشد و انکشاف فرد وابسته به محیط اجتماعی اوست . شخصیت فرد بر اساس فعالیت های اجتماعی و تشکل روابط که بین او و محیط اجتماعی او برقرار میگردد رشد انکشاف می یابد.

چگونگی امرو نهی پدر و مادر و گفتار و رفتار آنان با یکدیگر و احساسات  و عواطفیکه در مقابل پیش آمد های زندگی ابراز میدارند و هم آهنگی,حس تفاهم یا ناسازگاری و احیانآ جدائی آنها در تن روان اطفال اثرات عمیق میگزارد.

بدیهی است که محیط خانواده و برخورد هی اطفال در سالهای اول زندگی با والدین و سایر اطرافیان و چگونگی امر و نهی که به او میشودو تر بیت که او حاصل میکند نخستین و با دوام ترین اثرات را در او میگزارد و شخصیت او را پایه گزاری میکند.بعد ها عواملی گوناگون محیط,مکاتب,نوع تعلیمو تربیه,آداب و رسوم اجتماعی تشکل خانواده شغل و حرفه,انجمن ها و احزاب سیاسی,قوانین و مقررات دولت از یک طرف و ادبیات مجلات,روزنامه ها,سینما,رادیو تلویزیون از طرف دیگر نیز در تشکل و تحول شخصیت تاثیر زیاد دارد.

اما باید دانست که پیداگوژی معاصر نقش محیط مخصوص محیط اجتماعی را در تشکل و رشد شخصیت فرد از سایر عوامل دیگر بیشتر اهمیت میدهد یعنی همواره فرد در جامعه در نظر داشته و تشکل شخصیت او را بر اساس روابط و مناسبات اجتماعی اش مطالعه و ارزیابی میکند.

ج:- نقش تعلیم و تربیه در رشد و تشکل شخصیت:

بدیعی است که رشد و تشکل شخصیت مربوط به عوامل ارثی و محیطی بوده تعلیم و تربیه نقش رهبری کننده و سمت دهنده را در این مورد انجام میدهد بدین معنی که تعلیم و تربیه نتایج تاثیرات عوامل ارثی و محیطی را به منظور رشد و تکامل شخصیت فردسازمان و سمت میدهد میدانیم که ذات زندگی استمرار زندگی را ایجاب میکند چون استمرار در حیات تنها بوسیله ترمیم و تجدید مداوم میسر است به همین منظور زندگی را جریانی دانست گه کار آن ترمیم و تجدید است.ترمیم و تجدید زندگی جسمانی با تغذیه و تولید مثل صورت میگیرد.ترمیم و تجدید زندگی اجتماعی با تعلیم و تربیه یکی از وظایف ا ساسی تعلیم و تربیه آن است که بین افراد جامعه روابط برقرار میکند و از این طریق مواریث اجتماعی را از یک نسل قدیم به نسل جدید منتقل سازد. این ارتباط باعث میگرددکه تجارب بواسطه تعلیم و تربیه یکی بر دیگری برسد و بر اثر آن مشترک شود و بالآخره زمینه رشد فرد را فراهم سازد.

در حقیقت وراثت و محیط شرایطی را جهت رشد و انکشاف شخصیت فرد فراهم میسازد که البته تعلیم و تربیه آنرا تنظیم و رهبری میکند.

مادر نقش تاثیرات محیط قبلا معلومات ارائه داشتیم و چنین توضیح نمودیم که محیطط بالای فرد بصورت غیر منظم و غیر پلان شده اثر میگزارد اما تعلیم و تربیه مجموعه از از تاثیرات و فعالیت منظم و پلان شده ای است که به کمک آنها رشد و تکامل فرد بسوی هدف معین رهبری میشود .به همین منظور میتوان گفت که تعلیم و تربیه عوامل وراثت و تاثیرات غیر متشکل محیط را از طریق تعلیم و تربیه بصورت متشکل و منطم در آورده و از آن به منظور رشد شخصیت فرد استفادهمیشود. 

 

نتیجه گیری:

شخصیت یکی از اولویت های فرد است که باید آنرا دارا باشیم.

در شرایط فعلی همه چیز بالای شخصیت و تعلیم و تربیه قرا دارد عواملیکه بالای شخصیت تاثیر دارد عوامل گوناگون است که بعضی از آنها عبارت است از وراثت, محیط و تعلیم و تربیه میباشد.

در حقیقت وراثت و محیط شرایطی را جهت رشد و انکشاف شخصیت فرد فراهم میسازد که البته تعلیم و تربیه آنرا تنظیم و رهبری میکند.

مادر نقش تاثیرات محیط قبلا معلومات ارائه داشتیم و چنین توضیح نمودیم که محیطط بالای فرد بصورت غیر منظم و غیر پلان شده اثر میگزارد اما تعلیم و تربیه مجموعه از از تاثیرات و فعالیت منظم و پلان شده ای است که به کمک آنها رشد و تکامل فرد بسوی هدف معین رهبری میشود .به همین منظور میتوان گفت که تعلیم و تربیه عوامل وراثت و تاثیرات غیر متشکل محیط را از طریق تعلیم و تربیه بصورت متشکل و منطم در آورده و از آن به منظور رشد شخصیت فرد استفادهمیشود.

مأخذ:

1.     آموزش مسلکی – محمد امین جهانیار– صفحه 23 - 27

2.     گفته های استاد محمد نعیم بهین

3.     www.mardoman.com

4.     www.google.com

5.     خداپناهی ،کریم ،انگیزه وهیجان ، تهران:سازمانمطالعه وتدوین کتوب وعلوم انسانی دانشگاهها (سمت)1379ص 54