مشاوره ورهنمای
مشاوره و راهنمایی
فهرست مطالب
مقدمه................................................................1
تعريف مشاوره.....................................................2
هدفهاى مشاوره...................................................3
اهميّت مشاوره......................................................3
خصوصيات راهنما و مشاور.....................................4
روشهاى راهنمايى و مشاوره ...................................5
فنون راهنمايى و مشاوره.........................................6
نتیجه گیری کلی..................................................10
منابع...............................................................10
مشورت ادراك و هُشيارى دهد
عـقـلها مر عقل را يارى دهـد
مقدمه
مشاوره و راهنمایی
اکثر مردم در طول زندگی خود کم و بیش دچار هیجانات، تردیدها و ناراحتیهای گوناگون می شوند که به تنهایی قادر به رفع آنها نیستند. بنابر این با مراجعه به متخصصان در مراکز مشاوره و راهنمایی به رفع موانع و مشکلات خود اقدام می کنند.
معلمانی که از تجارب کمتری بهره مند هستند و تجربه شان مرتباً در حال رشد است بیشتر دچار ناراحتی می شوند و به کمک و راهنمایی بیشتری نیازمند هستند، خصوصاً که مشکلات خانوادگی، عاطفی، جنسی و غیره اغلب موجب اخلال در پیشرفت تدریس آنها می شود. بنابر این یکی از وظایف نظارت کننده عبارت از مشاوره و راهنمایی معلم است. پس باید نظارت کننده معلم را مشوره بدهد و راهنمایی کند.
مشاوره، تعاملى است بين مراجع و مشاور كه بدين وسيله به مراجع كمك مىشود تا پساز شناختن خويش تصميمات معقول و مقبولى اتخاذ كند. به بيان ديگر، مشاوره جريان بحث و بررسى مشكلات و مسائلى است كه مراجع با آنها روبه روست و علاقهمند به طرح آنها مىباشد. مراجع از طريق بحث و گفتوگو درباره مشكلش با مشاور در جريان رابطه مشاورهاى توأم با درك و تفاهم، به خودشناسى و كشف راهحلى موفق مىگردد و سرانجام تصميم معقول و مناسبى اتخاذ مىكند.
تعریف مشاوره:
مشاوره عبارت است از یک رابطه رو در رو. به این طریق مشاوره با تمام خصوصیات اخلاقی و عاطفی و شخصیتی که دارد به کمک مراجع می شتابد تا او خود را بهتر بشناسد، به استعداد های نهفته خود پی ببرد، راه استفاده از تواناییها و امکانات را بهتر دریابد و مسولیت اعمال و رفتار خود را به عهده بگیرد تا فردی سازنده باشد و با مشکلات بهتر بتواند مبارزه کند. در واقع می توان گفت که مشاوره نوعی یادگیری است که مشاور به کمک خود مراجع آموزشهای لازم را جهت خودشناسی به او بتواند درضمن حفظ شخصیت خود با محیط و اطرافیانش نیز سازش نماید.
یا به عباره دیگر: راهنمايى به معناى دلالت، رهبرى، هدايت و رهبرى كردن است. راهنمايى، جريان يارىدهندهاى است كه از طريق سلسله فعاليتهاى منظم و سازمان يافته به رشد متعادل و همه جانبه انسان مىانجامد و موجبات بهرهگيرى از حداكثر توانايىهاى بالقوه فرد را در نظام آموزش و پرورش فراهم مىآورد.
با يكى يا دو كس مشاوره كن
در امورى كه پر خطربينى
كز يك آيينه، پيش رونگرى
وزدو آيينه پشت سربينى
هدفهاى مشاوره
درباره اهداف مشاوره بين متخصصان اين رشته، اتفاقنظر وجود ندارد و هر متخصص با
توجه به اعتقادات و ارزشها و آموزشهاى پيشين خويش، و نگرش نسبت به ماهيت انسان،
اهداف معينى را پيشنهاد مىكند. در عين حال تقريباً تمام مشاوران متعقدند كه:
مشاوره بايد به تغيير مناسب در رفتار مراجع به منظور ايجاد زندگى مفيدتر و
رضايتبخشترى بينجامد.
افزايش خودشناسى و رشد همه جانبه، آموزش شيوههاى صحيح تصميمگيرى و ارضاى نيازها
و حل مسئله از اهداف مشاوره در آموزش به شمار مىآيند. راجرز خودشناسى و درك عميق
خويشتن و سازگارى واقع بينانه با زندگى را از اهداف مهم مشاوره تلقى مىكند.(5)
معمولاً هدف از مشاوره بهدست آوردن نظريه صحيح يا نظريه بهتر و يا بهترين
نظريههاست. واضح است كه اينگونه مشورت در مورد رسول خدا(ص)و امامان معصوم(ع)
معنا ندارد؛ زيرا آنان در اثر كمال عقل و درايت و علم و ارتباط روحى و تأييد الهى
و عصمت و مصونيت از خطا و اشتباه همواره بهترين نظريهها و طرحها را در اختيار
دارند و هيچ نيازى به استفاده از نظريه و فكر و علم ديگران نخواهند داشت.
بنابراين، مشورت كردن هميشه دليل بر ناآگاهى نيست و در بسيارى از موارد، مشورت به
منظور غير از كسب آگاهى بيشتر و يا بهدست آوردن نظريه بهتر انجام مىشود و
مشاوره پيامبر(ص) و ساير معصومان(ع) به خاطر هدف يا هدفهاى ديگرى صورت مىگرفت كه
مهمترين اين هدفها به شرح زير است: 1. مشاوره براى شخصيت دادن به امت؛ 2. مشورت
براى آزمايش؛ 3. مشورت براى آگاه شدن مشورت كنندگان؛ 4. مشاوره براى استفاده از
تأييد مردم؛ 5. مشورت براى رشد فكرى مردم؛ 6.مشورت براى اينكه بدانند حكومت
استبدادى نيست و به نظريات مردم احترام گذاشته مىشود؛ 7. مشاوره براى اينكه در
صورت شكست انتقاد نكنند؛ 8. دانستن اينكه نظرخواهى از ديگران عيب و عار نيست.(6)
در رابطه با هدفهاى مشاوره به ذكر چند حديث از نبىاكرم(ص) و ائمه اطهار(ع)
مىپردازيم:
نبىاكرم(ص) مىفرمايد:
به راستى خدا و پيامبرش از مشورت نمودن بىنيازند ؛ و ليكن خدا آن را وسيله رحمت
براى امت من قرار داد؛ زيرا كسى كه به شور بنشيند، به رشد و سعادت رسد و هركه
آنرا ترك كند، گمراهگردد.(7)
و در حديثى ديگر مىفرمايد:
كسى نيست كه با ديگران مشورت كند و به سوى رشد و كمال هدايت نشود.(8)
اهميّت مشاوره
با توجه به اهميّت مسئله مشاوره، در كتاب آسمانى ما قرآن، چند جا به اين موضوع
اختصاص يافته است:
اى پيامبر! رحمت خدا تو را با خلق مهربان و خوشخوى گردانيد، و اگر تندخو و سختدل
بودى، مردم از گرد تو متفرق مىشدند پس چون امت بهنادانى درباره تو بد كنند، از
آنان درگذر و از خدا بر آنها طلب آمرزش كن و در كارها با آنان مشورت كن....(12)
در تفسير اين آيه، ابنعباس گويد:
وقتى اين آيه نازل شد، پيامبر(ص) فرمود: «آگاه باشيد كه خدا و رسولش از مشورت
بىنياز هستند، لكن خداوند آنرا رحمت براى امت اسلام قرار داد». پس كسىكه مشورت
نمايد از ترقى و به راه راست شدن باز نمىماند و كسىكه مشورت نمودن را ترك كند،
از گمراهى و ضلالش كاسته نمىشود.(13)
در آيه ديگر خداوند مىفرمايد:
... كسانى كه نداى خدا را اجابت نموده و نماز را به پا مىدارند و كارهاى آنان در
ميان خود براساس مشورت است....(14)
خداوند پس از مسئله ايمان و نماز، شورا را قرار داده است كه اين خود دليل بر
اهميّت مسئله است كه مؤمنان بايد در كارهاىشان با يكديگر مشاوره نمايند و اينكه
اين آيه در مكه نازل شده، و در مكه حكومت اسلامى تشكيل نشده بود، استفاده مىشود
كه لزوم مشاوره مخصوص حكومت و اداره مملكت نيست و همه امور از فردى، اجتماعى،
حكومتى و... را در برمىگيرد.(15)
و آيه ديگرى در اين باره است كه مىفرمايد:
خصوصيات راهنما و مشاور
خصوصيات
راهنما يا مشاور در موفقيت كارش تأثير بهسزايى دارد. راهنما يا مشاور بايد
ويژگىهايى داشته باشد از جمله اين كه:
از سلامت روانى و جسمانى برخوردار باشد و
از بخل و حسد و دروغ بپرهيزد؛
با هوش باشد و به راحتى و صراحت و فصاحت
صحبت كند و توانايى لازم براى استدلال و درك و فهم مطالب را داشته باشد؛
به انسانها و حل مسائل و مشكلات آنان
علاقهمند باشد؛
در روابطش با ديگران انعطافپذير و جسور
باشد و كسى را به بحث و تبعيت از خويش مجبور نكند؛
صميمى، مهربان و رازدار باشد و به ديگران
احترام بگذارد؛
از توانايىها و محدوديتهاى خودآگاه
باشد؛
در زمينه مشاوره، روانشناسى، تعليم و
تربيت، جامعهشناسى و نيز امكانات شغلى، تحصيلى و بهداشتى جامعه آگاهى داشته باشد؛
متقى و خوشنام باشد و خدمت صادقانه و
خالصانه به همنوع را مدنظر داشته باشد؛
حضور ذهن داشتهباشد و بتواند سؤالات دقيق
و مناسب را بهموقع مطرح سازد؛
به مطالعه و افزايش دانش خود علاقهمند
باشد و بكوشد در جريان جديدترين مطالب علمى درباره رشتهاش قرار گيرد؛
در برقرارى رابطه با انسانها مجرب باشد و
تحمل شنيدن مطالبى را كه خود به آنان معتقد نيست داشته باشد.(20)
مشاور علاوه بر تخصص در رشته مربوطه باید دارای بعضی از خصوصیات اخلاقی باشد تا بتواند در کارش مفید و موثر واقع شود. زیرا مشاوره فقط کاربرد تکنیکهای مختلف نیست، بلکه همدلی، همسانی و از همه مهمتر علاقه به افراد و شنیدن مشکلات آنها از ضروریات کار مشاوره است.
خصوصیات یک مشاور راهنما (نظارت کننده) را بطور خلاصه می توان چنین بیان کرد.
1- اعتماد به نفس: مشاور باید به خود و کاری که می کند ایمان داشته باشد. درغیر این صورت نخواهد توانست که در مراجع نفوذ کند.
2- آشنایی با اصول روانشناسی: مشاور باید با اصول روانشناسی رشد و بلوغ، شخصیت، یادگیری و غیره آگاهی کافی داشته باشد و کاربرد آنها را بداند.
3- آشنایی با آزمونهای روانی: مشاور باید آزمونهای روانی و موارد لزوم کاربرد آنها را بداند و قادر به تعبیر و تفسیر نتایج این آزمونها باشد.
4- خودشناسی: مشاور باید با ارزشها، علایق و استعدادهای خود آشنا باشد و موقعیت خود را به خوبی درک کند.
5- آشنایی با محیط اجتماعی: مشاور باید با محیطی که در آن زندگی می کند، مشاغل، موقعیت ها و شرایط استخدامی، موسسات و آموزشگاه ها آشنایی داشته باشد تا بتواند به موقع و در موارد لزوم دانش آموزان را راهنمایی کند.
6- آشنایی با نیازهای دانش آموزان: او باید با نیازهای اولیه جسمانی و روانی دانش آموزان در سنین مختلف آشنا باشد.
7- رفتار مناسب: رفتار مشاور باید دوستانه باشد. افراد را با تمام مشکلات و نقاط ضعفی که دارند پذیرا باشد، بتواند خود را در جای مراجع قرار دهد تا مشکل او را درک کند و آنگاه مشتاقانه به کمک و راهنمایی وی بپردازد.
8- دقت و حوصله: مشاور فردی دقیق باشد تا بتواند به خوبی رفتار و حرکات مراجع را مورد مشاهده قرار دهد و در ضمن دارای صبر و حوصله کافی باشد و از گوش کردن به مشکلات دانش آموزان اظهار خستگی نکند.
9- عدم تعصب و پیشداوری: مشاور نباید نسبت به مذهب، آیین و مطلبی تعصب داشته باشد تا همه دانش آموزان بتوانند آزادانه با او صحبت کنند و رابطه لازم بینشان ایجاد گردد.
روشهاى راهنمايى و مشاوره
مشاور بايد براى كمك به مراجع در جريان مشاوره از روشى خاص استفاده كند. در انتخاب
روش مشاوره عوامل متعددى از جمله شخصيت مشاور، نگرش او نسبت به ماهيت انسان، نوع
مشكل، خصوصيات مراجع و امكانات محيطى دخالت دارند. روشهاى مشاوره از نظر ميزان
فعاليت مراجع، مشاور و چگونگى بين آنها به سه نوع مستقيم، غيرمستقيم و انتخابى
تقسيم مىشوند:(49)
1. روش مستقيم:
اين روش كه به روش متمركز بر مشاور مرسوم است، پيشرو آن ويليامسون استاد دانشگاه «مينوسوتا» مىباشد. در اين روش گرداننده، مشاور است. او خود را متخصص فن با زمينه تجربى و صلاحيت علمى كافى مىداند و سعى مىكند از طريق جمعآورى اطلاعات، تجزيه و تحليل آنها و كشف مشكل، اقدام به ارائه راه حل و رفع مشكل مراجع نمايد. نقش مشاور در اين روش مانند نقش پزشك است كه در پى تشخيص و كشف علت بيمارى و درمان آن مىباشد. مشاور پيرو روش مستقيم، معلومات و تجارب تخصصىاش را بهعنوان منبع يارى دهندهاى، در راه اتخاذ تصميم عاقلانه، تقديم افراد مىكند.(50)
2. روش غيرمستقيم:
اين روش كه در نظريههاى گشتالت مراجع محورى و هستىگرايى كاربرد دارد، اعتقاد كلى بر آن است كه اگر مراجع در يك محيط مشاورهاى گرم و پذيرا قرار گيرد، خودش مىتواند به حل مشكلش اقدام كند و در نتيجه بر استفاده از فنون مشاوره تأكيد چندانى نمىشود. از مشخصات عمده اين روش آن است كه، مراجع، رهبرىبخش مهمى از فعاليتهاى جلسه مشاوره را برعهده مىگيرد و مشاور به جاى تشخيص مشكل و علتيابى، بهانعكاس احساسات مراجع اقدام مىكند و بدينوسيله به او يارى مىدهد تا پساز بحث و گفتوگوى آزاد درباره مشكل به كسب بينش و خودشناسى برسد و سرانجام خودش راههايى را براى حل مشكل پيشنهاد و پس از بررسى جوانب آن به انجامش بپردازد.
3. روش انتخابى:
ثورن از پيشگامان اين روش است. از آنجا كه هيچيك از روشهاى مستقيم و يا غيرمستقيم به علت تفاوتهاى فردى و تنوع مشكلات انسانها، به تنهايى براى حل مشكلات همه افراد نمىتوانند مفيد واقع شوند و كافى نيستند، مشاور به كاربرد روش انتخابى اقدام مىكند.(51) طرفداران اين روش معتقدند: انتخاب روش نبايد برمبناى آزمايش و خطا صورت گيرد. بدين طريق كه مثلاً، مشاور روشها را يكى پس از ديگرى بهكار بندد تا سرانجام به نتيجه مطلوب برسد؛ زيرا تفاوتهاى فردى زياد، و افراد خيلى پيچيده مىباشند و جامعهاى كه در آن زندگى مىكنند نيز پيچيده و درك مشكلاتشان بسيار دشوار و بدين علت هيچ روشى به تنهايى نمىتواند براى همه افراد مفيد واقع شود.(52)
فنون راهنمايى و مشاوره
فن كه به معناى راه و روش و صنعت و هنر است به شيوه اجراى امور طبق قوانين و قواعد
اطلاق مىگردد. فنون مشاوره مجموعه قوانين نظرى و عملى شيوههاى انجام مشاوره به
طور موفقيتآميز را در بر مىگيرد. مشاور بايد بداند كه چگونه جلسه مشاوره را به
طريقه درست آغاز كند، به چه نحوى بدان ادامه دهد، و نهايتاً با چه شيوهاى آن را
پايان بخشد. ازاينرو، مىتوان نتيجه گرفت كه مشاور براى كمك به مراجعان براى حل
مشكل و نيز هدايت آنان در جهت خود كاوى و تصميمگيرى مناسب، بايدفنون مشاوره را به
خوبى بداند. نحوه استفاده از فنون مشاوره به عوامل متعددى ازجمله شخصيت و موقعيت
مشاور بستگى دارد. از اين رو نمىتوان انتظار داشت كه تمام مشاوران از فنون مشاوره
عيناً و به طور يكسان استفاده كنند.(96) فنون راهنمايى و مشاوره بحث مفصّلى است
كه بعضاً فقط درباره فنون و روشهاى مشاوره كتابى نوشته شده است، در اين قسمت مؤلف
كوشيده است مهمترين فنونى را كه در علوم جديد و اسلام به آن پرداخته است تبيين
نمايد، كه اَهم آن عبارتند از:
1. سلام و مصافحه:
در موقع ورود مراجع در جلسه مشاوره، مشاور
بايد به او سلام كند ويا اگر وى سلام كرد، جواب سلامش را داده، به او دست دهد و به
گرمى وى را بپذيرد.(97) سلام در لغت به معناى سلامت، تهنيت،
درود، صلحو آشتى، تعظيم و تكريم است. سلام خود يك فرهنگ پويا و حلقه پيوند عاطفى
و اجتماعى نزد مسلمانان است. سلام نقطه آغاز و پايان روابطانسانى است.(98) قرآن كريم بر حفظ چنين رفتار مطلوب
اجتماعى تأكيد فراوان دارد:
اى كسانى كه به خدا ايمان آوردهايد! هر زمان كه مىخواهيد وارد خانه كسى بشويد
قبلاً با معرفى خودتان اجازه بگيريد وبه هنگام ورود بر اهل خانه سلام كنيد. اين
شيوه براى شما بهتر است، شايد كه پند گيريد.(99)
تقدم در سلام كردن نه تنها به عنوان يك رفتار نيكو مورد توجه بوده و نشاندهنده
رشد شخصيت، خشوع، فروتنى و نفى كبر و غرور و منش جاهلانه است، بلكه خود سرمشق خوبى
براى تمرينهاى كلامى و اجتماعى است. على(ع) مىفرمايد:
هر تازه واردى در محيط نامأنوس، حيرت زده مىشود، براى آرامش خاطر سخن خود را به
سلام آغاز كنيد.(100)
شايد اين همه تأكيدى كه بر حفظ عادت مطلوب و رفتار پسنديده كلامى، يعنى تقدم در
سلام شده است، مهمترين دليليش ايجاد آمادگى ذهنى براى شروع كلامى سودمند و مؤثر و
دلنشين است.(101)
2. احترام گذاشتن:
احترام گذاشتن به افراد از امورى است كه
بايد در مشاوره مورد توجه خاص قرار گيرد. براى اين كه به اهميّت و چگونگى احترام
گذاشتن به ديگران پى ببريم، به ذكر چند حديث و آيه در اين باره مىپردازيم رسول
اكرم(ص) مىفرمايد:
كسى كه برادر مسلمان خود را با كلمات مودّتآميز خويش احترام نمايد و غمش را
بزدايد تا اين سجيّه در او باقى است، پيوسته در سايه رحمت خداوند است.(102)
قرآن مىفرمايد:
اى پيامبر! به بندگان من بگو در مقام مكالمه با مردم، از هر طبقهاى كه باشند به
نيكى سخن بگويند و از گفتارهاى زشت پرهيز نمايند.(103)
احترام به مردم يكى از برنامههاى زندگى حضرت رسول(ص) بوده و در اين مورد كمال
ملاطفت و دقت را انجام مىداد.
هر كس بر پيغمبر وارد مىشد پيغمبر به او احترام مىنمود، چهبسا عباى خود را
بهجاى فرش زير پاى او مىگستراند و بالشى كه تكيهگاه خودش بود به او مىداد.
رسول اكرم(ص) تنها در مسجد نشسته بود، مردى وارد شد و به طرف پيغمبر آمد، حضرت
ازجا حركت كرد و به احترام او قدرى عقب رفت. عرض كرد كه: جا وسيع است، چرا قدمى به
عقب رفتيد؟ فرمود: «از حقوق مسلمانى براى واردان حريم گرفتن و قدمى به عقب رفتن
است».(104)
3. گوش دادن:
گوش دادن، عملى فعال و ارادى است كه به
دقت و توجه نياز دارد. و شنيدن، عملى غير ارادى است و به دقت نياز ندارد. گوش دادن
مهمترين فنى است كه مشاور بايد در مشاوره به كار بندد. بدين معنا كه مشاور در
جلسه مشاوره بايد به طور كامل و دقيق تمام حواسش را بر گفتار مراجع متمركز سازد و
به گفتههاى او با دقت گوش فرا دهد.(105)
آدمى براى سخنگفتن نياز زيادى به آموختن ندارد؛ امّا براى گوش سپردن محتاج آموختن
و تمرين است.(106) برخى استماع را عملى انفعالى تصور
مىكنند، در صورتى كه به هنگام گوش دادن شخص بايد بسيار جنبه فعالى داشته باشد؛
زيرا گوش دادن تمام هوش وحواس ما را به كار مىگيرد. هنگام گوش دادن جريانى از
پيغامهاى صوتى به گوش ما مىرسد كه بايد رمز آنها را بگشاييم و مقصود گوينده را
درك كنيم. چگونه از جمله معناى حقيقى آن را پيدا كنيم؟ گوينده در بيان چه چيزى
مىكوشد؟ و... اطلاع وى درباره آن چه اندازه است؟ و... چه چيزهايى را فراموش كرده
يا عمدتاً بيان نكرده است؟ و... انگيزه او بر اين كار چيست؟(107)
از نقطه نظر دينى نيز استماع، امرى مطلوب است. خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد:
... آنان كه سخن را مىشنوند و بهترين آن را پيروى مىكنند.(108)
امام صادق(ع) مىفرمايد:
خوش برخوردى و خوب گوش كردن نشاندهنده درست انديشى است.(109)
آرى، امام صادق(ع) گوش دادن - و نه سخن گفتن - را دليل درست انديشى مىداند،
درصورتىكه شنونده سخن نمىگويد، بلكه خاموش است. امام صادق(ع) در حديثى ديگر
مىفرمايد:
از جمله اخلاق نادان اين است كه قبل از شنيدن سخن، پاسخ مىگويد و پيش از فهميدن
آن به مخالفت بر مىخيزد و ندانسته حكم و داورى مىكند.(110) كافران پيامبر(ص) را به سبب گوش دادن
زياد سرزنش كردند و در اين راه تا آنجا پيش رفتند كه حضرت را (گوش) خواندند. قرآن
درباره آنان فرمود:
ويقولون هو اذن قل اذن خير لكم...؛(111) و مىگويند كه: او به سخن هر كس گوش
مىدهد. بگو: او براى شما شنونده سخن خير است.
آن حضرت براى گرفتن سخنان خوب مردم «گوش» بود. به همين دليل از همه پيامآوران روى
زمين موفقتر بود و در تأثيرگذاشتن بر ديگران بيشترين توانايى را داشت، تا آن جا
كه مشركان، مردم را از ترس اين كه مبادا پيامبر آنان را «جادو» كند! و بذر ارزشهاى
رسالت را، با استفاده از روش ارزشمند و اصول متعالى انسانى خود، در دلهاىشان
بيفشاند، آنان را از همنشينى با او برحذر مىداشتند.(112)
4. همدلى كردن:
اى بسا هندو و ترك همزبان
اى بسا دو ترك چون بيگانگان
پس زبان محرمى خود ديگر است
همدلى از همزبانى بهتر است(113)
درك همدلانه بدينمعناست كه مشاور يا
درمانگر، دنياى مراجعان را بدانطريقى كه هست دقيقاً دريابد و با آن همدلى كند.
مشاور چنان با دنياى درون مُراجع مرتبط مىشود كه گويا مشكل متعلق به خود اوست.
چنين درك همدلانهاى به مُراجع امكان مىدهد تا عميقاً و آزادانه به خود كاوى و
مكاشفه بپردازد و شناخت كاملترى از خود به دست آورد. درك همدلانه به طور كامل
غير ممكن است و خوشبختانه ضرورتى هم ندارد؛ ولى همينكه مشاور مىخواهد و مايل
است كه مُراجع را درك كند، گام مهمى در جريان درمان به شمار مىآيد و موجب پيشرفت
درمان مىشود. براى آنكه مشاور بتواند مُراجع خود را به خوبى درك كند بايد توجهش
را به دنياى پديدهاى مُراجع معطوف دارد. به عبارت ديگر، مشاور نه تنها به
گفتههاى مُراجع گوش فرا مىدهد، بلكه در دنياى خصوصى و درونى او غوطهور مىشود و
مسائل را از ديدگاه مُراجع مىنگرد.(114) در دين مقدس اسلام، راجع به تفاهم و
همدلى سفارش بسيار شده است، قرآن كريم در اين زمينه مىفرمايد:
مؤمنان به منزله برادر يكديگرند.(115)
مردان و زنان با ايمان همه يار و دوستدار يكديگرند.(116)
و پيامبر اسلام(ص) كه مبلغ و مدافع اين ارزشهاى حسنه بوده و ائمه اطهار(ع) ادامه
دهنده راه آن حضرت بودهاند، همواره مسلمانان را به تفاهم و همدلى توصيه
مىكردند. پيامبر گرامى(ص) در اينباره مىفرمايد:
هيچكس از شما ايمان نياورده است تا هنگامى كه آن چيزى را براى برادرش دوست بدارد
كه براى خودش دوست دارد.(117)
از نظر امام صادق(ع) مؤمن برادر مؤمن است وآنان مثل يك پيكرند كه اگر عضوى از آن
به درد آيد، بقيه اعضا نيز احساس درد مىكنند و ارواح مؤمنان همچون يك روح
مىباشند و اتصال و پيوستگى روح مؤمن با روح الهى خيلى شديدتر از اتصال خورشيد با
آن است.(118)
اسلام براى پيشگيرى از مشكلات تربيتى كودكان به مربيان پيشنهاد مىكند كه درك
همدلانه با كودك داشته باشند و سعى كنند خودشان را تا سرحد كودكى تنزل دهند، از
ديدگاه او فكر كنند و به مقدار درك او سخن گويند، آنچنان با او سخن بگويند كه
گويا يك دوست همسال با او سخن مىگويد و بدينطريق با او همفكر و همراز و
همزبان و مأنوس گردند.(119) پيامبر(ص) مىفرمايد:
هر كس كه كودكى نزد او هست بايد برايش كودكى كند.(120)
فروتنى و مدارا با كودكان از عادتهاى رسول خدا(ص) بوده است.(121)
يكى از اصحاب مىگويد:
روزى رسول خدا(ص) به ميهمانى مىرفت، در بين راه ديد كه امام حسين(ع)با كودكان
بازى مىكند. پيامبر(ص) به سوى او رفت و دستهايش را گشود تا او را در آغوش بگيرد؛
امّا امام حسين(ع) از اين طرف به آن طرف فرار مىكرد، پيامبر آن قدر خنده و شوخى
كرد تا سرانجام او را گرفت. و در آغوش كشيد، يك دست را زير چانه و دست ديگر را پشت
سرش نهاد، آن گاه لبهاى مبارك را بر دهان حسين گذاشت و بوسيد و فرمود: «حسين از
من است و من از حسينم، خدا دوست داران حسين را دوست دارد».(122)
5. هم سازى:
مشاور مطلوب، كسى است كه در جريان روان
درمانى، از هماهنگى و هم سازى درونى برخوردار باشد و بين آن چه كه هست و آن چه كه
مىگويد اختلافى وجود نداشته باشد. از احساسات خودش كاملاً آگاه باشد و آنها را
بپذيرد و با رضايت كامل و به هنگام ضرورت اين احساسات را در جريان درمان بيان كند.
اين خصيصه، مبيّن خود بودن مشاور و نداشتن حالت دفاعى به هنگام مواجهه با مُراجع
است. به طور اخص، هماهنگى و همسازى به منزله وضعيتى در درون فرد توصيف مىشود كه
در آن، احساسات او، آگاهى او از اين احساسات و ابراز آنها به شخص ديگر، همگى با
هم تطبيق مىكنند و با يك ديگر هم خوانى دارند.(123)
شارع مقدس اسلام در تعليم گروندگان خود اكتفا به بيان كليات عقلى و قوانين عمومى
نكرده است، بلكه مسلمانان را از همان ابتداى تشرّفشان به اسلام، به عمل واداشته،
آن گاه به بيان لفظى پرداخته است. براى علم بى عمل هيچ تأثيرى نيست؛ زيرا همان
طورى كه براى الفاظ دلالت هست، عمل هم داراى دلالت است؛ به اين معنا كه اگر عمل
برخلاف قول بود، دلالت مىكند بر اين كه در نفس صاحبش حالتى است مخالف گفتههاى او
كه گفته هايش را تكذيب مىكند و مىفهماند كه گفتههايش جز كيد و نوعى حيله براى
فريب دادن مردم نيست. از اين روست كه دلهاى مردم از شنيدن مواعظ اشخاصى كه خود در
طريقهاى كه به مردم پيشنهاد مىكنند صبر و ثبات ندارند؛ نرم نمىشوند و نفوسشان
منقاد نصايح آنان نمىگردد.(124) خداوند در اين باره مىفرمايد:
آيا كسى كه به حق و حقيقت راه يافته است سزاوارتر است به اين كه پيروىاش كنند يا
كسى كه راه خود را نيافته و ديگران بايد او را هدايت كنند؟(125)
حضرت على(ع) مىفرمايد:
آن كس كه مىخواهد پيشواى مردم باشد و آنان را به دنبال خود به راهى دعوت كند، پيش
از آن كه مىخواهد به ديگران ياد بدهد، خود را مخاطب كند و به خودش تعليم و تلقين
نمايد، پيش از آن كه مىخواهد مردم را با زبان خود تربيت كند. آن كس كه خودش را
تعليم و تلقين مىكند و خودش را تربيت و تأديب مىكند، براى احترام و تكريم
شايستهتر است از آن كه معلم و مربى ديگران است.(126)
6. پذيرش:
مشاور بايد مُراجع را به مثابه يك انسان،
آن طور كه هست،خوب يا بد با تمام مشكلات و ناسازگارى هايش بپذيرد. پذيرش، يكنگرش
مثبت به فرد است. در اين نگرش مثبت، مشاور مُراجع را بهمنزله موجودى با ارزش و
صاحب شأن به حساب مىآورد كه حقتصميمگيرى درباره خود را دارد. چنين پذيرشى ايجاب
مىكند كه بهمُراجع توجه مثبتى مبذول شود تا احساس ارزشمندى كند. نتيجه
اينكهمشاور بايد به طور غير شرطى و بدون هيچ گونه قيد وبندى، مُراجع رابپذيرد.(127)
حضرت على(ع) درباره اين پذيرش بى قيد و شرط به فرزندش محمد حنفيه مىگويد:
فرزندم! به تمام انسانها نيكى كن، همان گونه كه انتظار دارى نسبت به تو نيكى
كنند....(128)
امام صادق(ع) در مورد پذيرش بىقيد و شرط و رعايت بىطرفى و امانت در مشاوره
مىفرمايد:
بدان! اگر ضارب حضرت على(ع) و قاتل او مرا امين شمارد و از من پند خيرخواهانه
ونظريه طلب كند در صورتىكه اين درخواست را بپذيرم، حتماً امانت را در اين كار
نسبت به او رعايت خواهم كرد.(129)
رسول اكرم(ص) مىفرمايد:
هر گاه كسى از شما از برادرش مشورت بخواهد، بايد او را راهنمايى كند.(130)
7. كاهش اضطراب در جلسه مشاوره:
مشاور كار آزموده در آغاز جلسه مشاوره، از
طريق برقرارى رابطه حسنه مشاورهاى، اضطراب مُراجع را كاهشمىدهد و او را به طرح
مشكلش ترغيب مىكند. با برقرارى رابطه حسنه مشاورهاى، مُراجع، جلسه مشاوره را امن
مىشمارد و به مشاور اعتمادمىكند.
رابطه حسنه مشاورهاى، هسته اصلى و مركزى مشاوره، و عاملى درمان بخش است و به رشد
مُراجع كمك مىكند. رابطه حسنه مشاورهاى، زمانى ايجاد مىشود كه عوامل نگرانزا و
ناخوشآيند در جلسه مشاوره كاهش يابند و يا از بين بروند. از اين رو، مشاور بايد
تمام عوامل مزاحم و مخل در جلسه مشاوره را شناسايى كند و در حذف آن بكوشد.(131)
پيامبر گرامى اسلام كه والاترين الگوى كمالات انسانى است، در خصوص اين فن مشاوره
از ايشان روايتى به شرح زير نقل شده است:
روزى مردى باديه نشين به حضور پيامبر(ص) آمد و حاجتى داشت، وقتى جلو آمد از هيبت
آنحضرت و روى حساب چيزهايى كه شنيده بود، هيبت پيامبراكرم(ص) او را گرفت و زبانش
به لكنت افتاد. حضرت ناراحت شدند. پرسيدند: «از ديدن من زبانت به لكنت افتاد»؟ سپس
فوراً او را در آغوش گرفت و فشرد، سپس فرمود: «آسان بگير و آسوده باش من از جبابره
نيستم، من پسر زنى هستم كه با دست خودش از پستان گوسفند شير مىدوشيد، من مثل
برادر شما هستم».(132)
8. انعكاس گفتار و احساسات:
مشاور بايد در جلسه مشاوره از طريق انعكاس
به موقع و درست گفتهها و احساسات مُراجع، او را به بحث بيشتر و عميقتر و
جستوجوى راهحلهاى مناسب تشويق كند. مُراجعدر نخستين جلسه مشاوره، خود را در
پيدايش مشكل سهيم نمىداند و ديگرانرا باعث بروز مشكلاتش مىپندارد. انعكاس گفتار
و احساس مُراجع، از حالت دفاعى او مىكاهد و مُراجع را در پذيرفتن واقعيت يارى
مىدهد. انعكاس گفتار با تكرار جملاتمُراجع تفاوت دارد. مشاور در تكرار جملات
مُراجع، همه يا بخشى از گفتههاى مُراجع را بدون تغيير بيان مىكند. در حالى كه در
انعكاس گفتار، مشاور علاوه بر بيانگفتههاى مُراجع در قالب جديد، مُراجع را به
تفكر و انديشه بيشتر درباره موضوع تشويق مىكند. مشاور در انعكاس احساسات مُراجع،
همانند آيينهاى عمل مىكند كه او مىتواند حالات و عواطف خود را در مشاور بنگرد.
براى آن كه مشاور بتواند احساسات و گفتههاى مُراجع را به خوبى منعكس سازد، بايد
با دقت به مُراجع گوش فرادهد و در صورتى كه متوجه قسمتى از گفتههاى مُراجع نشود،
بايد بى درنگ براى روشن شدن موضوع از او سؤال كند.(133)
آنان كه مىخواهند به عيوب و نقايص خويش پى ببرند، بايد عقل ديگران را ضميمه عقل
خويش گردانند و از انتقاد و بررسى آنان استفاده كنند، يا اعمال و افكار خود را به
افراد بصير و لايق عرضه دارند و از تذكرات ايشان استفاده كنند. بدين طريق به عيوب
و نقايص خويش پى برده و زمينه اصلاح خود را فراهم سازند. افراد با فضيلت و دانا در
جامعه همانند آيينه هستند كه زيبايى ها و زشتىها را ارائه مىكنند و حقايق را
آشكار مىسازند. كسى كه خواستار پاكى و فضيلت است چنان كه ذكر شد بايد خويش را به
ايشان عرضه دارد و از انتقادات آن مردان پاك استفاده نمايد. حضرت رسول
اكرم(ص)مىفرمايد:
مؤمن براى برادر خويش مانند آيينه است كه ناملايمات و بدىها را از وى دور
مىسازد.(134)
9. تغيير ادراك:
نظريه راجرز داراى ديدگاه پديدهشناسى
است. در پديدهشناسى اعتقاد بر آن است كه، گرچه دنياى واقعى ممكن است موجود باشد،
ولى موجوديت آن را نمىتوان مستقيماً شناخت و يا تجربه كرد، بلكه مىتوان بر اساس
ادراكات فرد از جهان اين موجوديت را تصور و دريافت كرد. اين ادراكات زمينه
پديدهاى فرد را بهوجود مىآورند. انسان فقط مىتواند جهانِ پديدهاى حادث توسطِ
خودش را بشناسد و نه جهان واقعى را، از اينرو انسان تنها بر اساس ادراكاتش از
اشيا و بر اساس تصورش از آنها، رفتار خواهد كرد. راجرز هنگامى كه درباره مرجع
قياس درونى بحث مىكند، در واقع ديدگاه پديدهشناسى را به كار مىبندد. از نظر
راجرز اگر كسى بخواهد تغيير ثابتى در رفتار فرد ديگرى ايجاد كند، بايد ادراك او را
تغيير دهد وگر نه نمىتوانيم در فرد تغييرى ايجاد نماييم.(135)
انبيا هم نيامدهاند تا بحث كنند كه مثلاً قوّه شهوت، سرمنشأ چند نوع از ملكات
مىگردد. يا قوّه غضب چه شقوقى دارد و صفاتى كه از آن منشعب مىشود چند شق است. يا
از دروغ و دنائت و لئامت، چه صفاتى حاصل مىشود. خير، راه و مقصد انبيا اين گونه
مسائل نيست، بلكه انبيا آمدهاند تاادراك جامعه انسانى را تغيير دهند؛ يعنى، انسان
را با تغيير و تبديل ادراكاو بهگونهاى رشد و نمو دهند كه براى او متخلّق شدن به
اخلاق الهى، به آسانى ممكن و ميسّر باشد. به عبارت ديگر، وقتى بينش انسان، مبدل به
بينش الهى شد، ديگر ترس و جبن برايش معنا ندارد، اصلاً حسد در مسير روح او واقع
نمىشود، چون او به جايى رسيده كه ديگر جز خدا نمىبيند.(136)
نتیجه گیری:
1- جهت کمک و راهنمایی معلمان در رفع مشکلاتی که اغلی با آن مواجه می شوند وظیفه مهم نظارت کننده مشاوره با معلمان است.
2- یکی از تعریفات مشاوره عبارت است از رابطه رو در رو و صمیمانه بین مراجع و مشاور که منجر به خودشناسی مراجع شودو
3- امر مشاوره شامل مراحلی است، ازجمله: بدست آوردن اطلاعات لازم در مورد مراجع به وسیله مصاحبه و مطالعه پرونده یا مشاهده رفتار او، تنظیم و تفسیر اطلاعات بدست آمده و بالاخره مرحله تشخیص و درمان مراجع.
4- اصولی کلی که در جلسات مشاوره باید مراعات شود عبارت است از: ایجاد رابطه صمیمانه بین مشاور و معلم، قبول و پذیرش معلم با تمام ویژگی هایش، ایجاد تسهیلات لازم برای معلم بطوری که بتواند آزادانه سخن بگوید، مشاهده دقیق رفتار او و بالاخره تفهیم دوجانبه.
5- کار مشاوره را می شود بصورت انفرادی یعنی با شرکت ماجع و یا مشاور یا بصورت گروهی یعنی با شرکت چندین معلم و یک مشاور و یا چند مشاور داد.
منابع:
1. رضا
استادى، ده رساله، ص124 - 129؛ سيّدمهدى حسينى، مشاوره و راهنمايى در تعليم و
تربيت اسلامى، ص28 - 29.
2.
سيّدمهدى حسينى، اصول و روشهاى راهنمايى و مشاوره، ص229.
3.
عبداللَّه شفيع آبادى و غلامرضا ناصرى، نظريههاى مشاوره و روان درمانى، ص
148.
4. مقدم، بدری، کاربرد روانشناسی در آموزشگاه، تهران سال 1358.
تهیه کننده:
رحمت الله اعتمادی جاغوری
محصل سال چهارم پوهنحی روانشناسی پوهنتون کابل