800x600

مشاوره و راهنمایی

 

 

فهرست مطالب

 

  مقدمه................................................................1 

  تعريف مشاوره.....................................................2
هدف‏هاى مشاوره...................................................3
اهميّت مشاوره......................................................3
خصوصيات راهنما و مشاور.....................................4
روش‏هاى راهنمايى و مشاوره ...................................5
فنون راهنمايى و مشاوره.........................................6

 نتیجه گیری کلی..................................................10

 منابع...............................................................10

 

 

 

 

مشورت ادراك و هُشيارى دهد

                عـقـل‏ها مر عقل را يارى دهـد
مقدمه

 

مشاوره و راهنمایی

اکثر مردم در طول زندگی خود کم و بیش دچار هیجانات، تردیدها و ناراحتیهای گوناگون می شوند که به تنهایی قادر به رفع آنها نیستند. بنابر این با مراجعه به متخصصان در مراکز مشاوره و راهنمایی به رفع موانع و مشکلات خود اقدام می کنند.

معلمانی که از تجارب کمتری بهره مند هستند و تجربه شان مرتباً در حال رشد است بیشتر دچار ناراحتی می شوند و به کمک و راهنمایی بیشتری نیازمند هستند، خصوصاً که مشکلات خانوادگی، عاطفی، جنسی و غیره اغلب موجب اخلال در پیشرفت تدریس آنها می شود. بنابر این یکی از وظایف نظارت کننده عبارت از مشاوره و راهنمایی معلم است. پس باید نظارت کننده معلم را مشوره بدهد و راهنمایی کند.

مشاوره، تعاملى است بين مراجع و مشاور كه بدين وسيله به مراجع كمك مى‏شود تا پس‏از شناختن خويش تصميمات معقول و مقبولى اتخاذ كند. به بيان ديگر، مشاوره جريان بحث و بررسى مشكلات و مسائلى است كه مراجع با آن‏ها روبه روست و علاقه‏مند به طرح آن‏ها مى‏باشد. مراجع از طريق بحث و گفت‏وگو درباره مشكلش با مشاور در جريان رابطه مشاوره‏اى توأم با درك و تفاهم، به خودشناسى و كشف راه‏حلى موفق مى‏گردد و سرانجام تصميم معقول و مناسبى اتخاذ مى‏كند.

 

تعریف مشاوره:

مشاوره عبارت است از یک رابطه رو در رو. به این طریق مشاوره با تمام خصوصیات اخلاقی و عاطفی و شخصیتی که دارد به کمک مراجع می شتابد تا او خود را بهتر بشناسد، به استعداد های نهفته خود پی ببرد، راه استفاده از تواناییها و امکانات را بهتر دریابد و مسولیت اعمال و رفتار خود را به عهده بگیرد تا فردی سازنده باشد و با مشکلات بهتر بتواند مبارزه کند. در واقع می توان گفت که مشاوره نوعی یادگیری است که مشاور به کمک خود مراجع آموزشهای لازم را جهت خودشناسی به او بتواند درضمن حفظ شخصیت خود با محیط و اطرافیانش نیز سازش نماید.

یا به عباره دیگر: راهنمايى به معناى دلالت، رهبرى، هدايت و رهبرى كردن است. راهنمايى، جريان يارى‏دهنده‏اى است كه از طريق سلسله فعاليت‏هاى منظم و سازمان يافته به رشد متعادل و همه جانبه انسان مى‏انجامد و موجبات بهره‏گيرى از حداكثر توانايى‏هاى بالقوه فرد را در نظام آموزش و پرورش فراهم مى‏آورد.

با يكى يا دو كس مشاوره كن

در امورى كه پر خطربينى

كز يك آيينه، پيش رونگرى

وزدو آيينه پشت سربينى

 

 

هدف‏هاى مشاوره


درباره اهداف مشاوره بين متخصصان اين رشته، اتفاق‏نظر وجود ندارد و هر متخصص با توجه به اعتقادات و ارزش‏ها و آموزش‏هاى پيشين خويش، و نگرش نسبت به ماهيت انسان، اهداف معينى را پيشنهاد مى‏كند. در عين حال تقريباً تمام مشاوران متعقدند كه: مشاوره بايد به تغيير مناسب در رفتار مراجع به منظور ايجاد زندگى مفيدتر و رضايت‏بخش‏ترى بينجامد.
افزايش خودشناسى و رشد همه جانبه، آموزش شيوه‏هاى صحيح تصميم‏گيرى و ارضاى نيازها و حل مسئله از اهداف مشاوره در آموزش به شمار مى‏آيند. راجرز خودشناسى و درك عميق خويشتن و سازگارى واقع بينانه با زندگى را از اهداف مهم مشاوره تلقى مى‏كند.(5)
معمولاً هدف از مشاوره به‏دست آوردن نظريه صحيح يا نظريه بهتر و يا بهترين نظريه‏هاست. واضح است كه اين‏گونه مشورت در مورد رسول خدا(ص)و امامان معصوم(ع) معنا ندارد؛ زيرا آنان در اثر كمال عقل و درايت و علم و ارتباط روحى و تأييد الهى و عصمت و مصونيت از خطا و اشتباه همواره بهترين نظريه‏ها و طرح‏ها را در اختيار دارند و هيچ نيازى به استفاده از نظريه و فكر و علم ديگران نخواهند داشت. بنابراين، مشورت كردن هميشه دليل بر ناآگاهى نيست و در بسيارى از موارد، مشورت به منظور غير از كسب آگاهى بيش‏تر و يا به‏دست آوردن نظريه بهتر انجام مى‏شود و مشاوره پيامبر(ص) و ساير معصومان(ع) به خاطر هدف يا هدف‏هاى ديگرى صورت مى‏گرفت كه مهم‏ترين اين هدف‏ها به شرح زير است: 1. مشاوره براى شخصيت دادن به امت؛ 2. مشورت براى آزمايش؛ 3. مشورت براى آگاه شدن مشورت كنندگان؛ 4. مشاوره براى استفاده از تأييد مردم؛ 5. مشورت براى رشد فكرى مردم؛ 6.مشورت براى اين‏كه بدانند حكومت استبدادى نيست و به نظريات مردم احترام گذاشته مى‏شود؛ 7. مشاوره براى اين‏كه در صورت شكست انتقاد نكنند؛ 8. دانستن اين‏كه نظرخواهى از ديگران عيب و عار نيست.(6)
در رابطه با هدف‏هاى مشاوره به ذكر چند حديث از نبى‏اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) مى‏پردازيم:
نبى‏اكرم(ص) مى‏فرمايد:
به راستى خدا و پيامبرش از مشورت نمودن بى‏نيازند ؛ و ليكن خدا آن را وسيله رحمت براى امت من قرار داد؛ زيرا كسى كه به شور بنشيند، به رشد و سعادت رسد و هركه آن‏را ترك كند، گمراه‏گردد.(7)
و در حديثى ديگر مى‏فرمايد:
كسى نيست كه با ديگران مشورت كند و به سوى رشد و كمال هدايت نشود.(8)

اهميّت مشاوره


با توجه به اهميّت مسئله مشاوره، در كتاب آسمانى ما قرآن، چند جا به اين موضوع اختصاص يافته است:
اى پيامبر! رحمت خدا تو را با خلق مهربان و خوش‏خوى گردانيد، و اگر تندخو و سخت‏دل بودى، مردم از گرد تو متفرق مى‏شدند پس چون امت به‏نادانى درباره تو بد كنند، از آنان درگذر و از خدا بر آن‏ها طلب آمرزش كن و در كارها با آنان مشورت كن....(12)
در تفسير اين آيه، ابن‏عباس گويد:
وقتى اين آيه نازل شد، پيامبر(ص) فرمود: «آگاه باشيد كه خدا و رسولش از مشورت بى‏نياز هستند، لكن خداوند آن‏را رحمت براى امت اسلام قرار داد». پس كسى‏كه مشورت نمايد از ترقى و به راه راست شدن باز نمى‏ماند و كسى‏كه مشورت نمودن را ترك كند، از گمراهى و ضلالش كاسته نمى‏شود.(13)
در آيه ديگر خداوند مى‏فرمايد:
... كسانى كه نداى خدا را اجابت نموده و نماز را به پا مى‏دارند و كارهاى آنان در ميان خود براساس مشورت است....(14)
خداوند پس از مسئله ايمان و نماز، شورا را قرار داده است كه اين خود دليل بر اهميّت مسئله است كه مؤمنان بايد در كارهاى‏شان با يك‏ديگر مشاوره نمايند و اين‏كه اين آيه در مكه نازل شده، و در مكه حكومت اسلامى تشكيل نشده بود، استفاده مى‏شود كه لزوم مشاوره مخصوص حكومت و اداره مملكت نيست و همه امور از فردى، اجتماعى، حكومتى و... را در برمى‏گيرد.(15)
و آيه ديگرى در اين باره است كه مى‏فرمايد:


خصوصيات راهنما و مشاور


خصوصيات راهنما يا مشاور در موفقيت كارش تأثير به‏سزايى دارد. راهنما يا مشاور بايد ويژگى‏هايى داشته باشد از جمله اين كه:
از سلامت روانى و جسمانى برخوردار باشد و از بخل و حسد و دروغ بپرهيزد؛
با هوش باشد و به راحتى و صراحت و فصاحت صحبت كند و توانايى لازم براى استدلال و درك و فهم مطالب را داشته باشد؛
به انسان‏ها و حل مسائل و مشكلات آنان علاقه‏مند باشد؛
در روابطش با ديگران انعطاف‏پذير و جسور باشد و كسى را به بحث و تبعيت از خويش مجبور نكند؛
صميمى، مهربان و رازدار باشد و به ديگران احترام بگذارد؛
از توانايى‏ها و محدوديت‏هاى خودآگاه باشد؛
در زمينه مشاوره، روان‏شناسى، تعليم و تربيت، جامعه‏شناسى و نيز امكانات شغلى، تحصيلى و بهداشتى جامعه آگاهى داشته باشد؛
متقى و خوش‏نام باشد و خدمت صادقانه و خالصانه به هم‏نوع را مدنظر داشته باشد؛
حضور ذهن داشته‏باشد و بتواند سؤالات دقيق و مناسب را به‏موقع مطرح سازد؛
به مطالعه و افزايش دانش خود علاقه‏مند باشد و بكوشد در جريان جديدترين مطالب علمى درباره رشته‏اش قرار گيرد؛
در برقرارى رابطه با انسان‏ها مجرب باشد و تحمل شنيدن مطالبى را كه خود به آنان معتقد نيست داشته باشد.(20)

 

مشاور علاوه بر تخصص در رشته مربوطه باید دارای بعضی از خصوصیات اخلاقی باشد تا بتواند در کارش مفید و موثر واقع شود. زیرا مشاوره فقط کاربرد تکنیکهای مختلف نیست، بلکه همدلی، همسانی و از همه مهمتر علاقه به افراد و شنیدن مشکلات آنها از ضروریات کار مشاوره است.

خصوصیات یک مشاور راهنما (نظارت کننده) را بطور خلاصه می توان چنین بیان کرد.

1-      اعتماد به نفس: مشاور باید به خود و کاری که می کند ایمان داشته باشد. درغیر این صورت نخواهد توانست که در مراجع نفوذ کند.

2-      آشنایی با اصول روانشناسی: مشاور باید با اصول روانشناسی رشد و بلوغ، شخصیت، یادگیری و غیره آگاهی کافی داشته باشد و کاربرد آنها را بداند.

3-      آشنایی با آزمونهای روانی: مشاور باید آزمونهای روانی و موارد لزوم کاربرد آنها را بداند و قادر به تعبیر و تفسیر نتایج این آزمونها باشد.

4-      خودشناسی: مشاور باید با ارزشها، علایق و استعدادهای خود آشنا باشد و موقعیت خود را به خوبی درک کند.

5-      آشنایی با محیط اجتماعی: مشاور باید با محیطی که در آن زندگی می کند، مشاغل، موقعیت ها و شرایط استخدامی، موسسات و آموزشگاه ها آشنایی داشته باشد تا بتواند به موقع و در موارد لزوم دانش آموزان را راهنمایی کند.

6-      آشنایی با نیازهای دانش آموزان: او باید با نیازهای اولیه جسمانی و روانی دانش آموزان در سنین مختلف آشنا باشد.

7-      رفتار مناسب: رفتار مشاور باید دوستانه باشد. افراد را با تمام مشکلات و نقاط ضعفی که دارند پذیرا باشد، بتواند خود را در جای مراجع قرار دهد تا مشکل او را درک کند و آنگاه مشتاقانه به کمک و راهنمایی وی بپردازد.

8-      دقت و حوصله: مشاور فردی دقیق باشد تا بتواند به خوبی رفتار و حرکات مراجع را مورد مشاهده قرار دهد و در ضمن دارای صبر و حوصله کافی باشد و از گوش کردن به مشکلات دانش آموزان اظهار خستگی نکند.

9-      عدم تعصب و پیشداوری: مشاور نباید نسبت به مذهب، آیین و مطلبی تعصب داشته باشد تا همه دانش آموزان بتوانند آزادانه با او صحبت کنند و رابطه لازم بینشان ایجاد گردد.

 

روش‏هاى راهنمايى و مشاوره


مشاور بايد براى كمك به مراجع در جريان مشاوره از روشى خاص استفاده كند. در انتخاب روش مشاوره عوامل متعددى از جمله شخصيت مشاور، نگرش او نسبت به ماهيت انسان، نوع مشكل، خصوصيات مراجع و امكانات محيطى دخالت دارند. روش‏هاى مشاوره از نظر ميزان فعاليت مراجع، مشاور و چگونگى بين آن‏ها به سه نوع مستقيم، غيرمستقيم و انتخابى تقسيم مى‏شوند:(49)

1. روش مستقيم:

اين روش كه به روش متمركز بر مشاور مرسوم است، پيشرو آن ويليامسون استاد دانشگاه «مينوسوتا» مى‏باشد. در اين روش گرداننده، مشاور است. او خود را متخصص فن با زمينه تجربى و صلاحيت علمى كافى مى‏داند و سعى مى‏كند از طريق جمع‏آورى اطلاعات، تجزيه و تحليل آن‏ها و كشف مشكل، اقدام به ارائه راه حل و رفع مشكل مراجع نمايد. نقش مشاور در اين روش مانند نقش پزشك است كه در پى تشخيص و كشف علت بيمارى و درمان آن مى‏باشد. مشاور پيرو روش مستقيم، معلومات و تجارب تخصصى‏اش را به‏عنوان منبع يارى دهنده‏اى، در راه اتخاذ تصميم عاقلانه، تقديم افراد مى‏كند.(50)

2. روش غيرمستقيم:

اين روش كه در نظريه‏هاى گشتالت مراجع محورى و هستى‏گرايى كاربرد دارد، اعتقاد كلى بر آن است كه اگر مراجع در يك محيط مشاوره‏اى گرم و پذيرا قرار گيرد، خودش مى‏تواند به حل مشكلش اقدام كند و در نتيجه بر استفاده از فنون مشاوره تأكيد چندانى نمى‏شود. از مشخصات عمده اين روش آن است كه، مراجع، رهبرى‏بخش مهمى از فعاليت‏هاى جلسه مشاوره را برعهده مى‏گيرد و مشاور به جاى تشخيص مشكل و علت‏يابى، به‏انعكاس احساسات مراجع اقدام مى‏كند و بدين‏وسيله به او يارى مى‏دهد تا پس‏از بحث و گفت‏وگوى آزاد درباره مشكل به كسب بينش و خودشناسى برسد و سرانجام خودش راه‏هايى را براى حل مشكل پيشنهاد و پس از بررسى جوانب آن به انجامش بپردازد.

3. روش انتخابى:

ثورن از پيش‏گامان اين روش است. از آن‏جا كه هيچ‏يك از روش‏هاى مستقيم و يا غيرمستقيم به علت تفاوت‏هاى فردى و تنوع مشكلات انسان‏ها، به تنهايى براى حل مشكلات همه افراد نمى‏توانند مفيد واقع شوند و كافى نيستند، مشاور به كاربرد روش انتخابى اقدام مى‏كند.(51) طرف‏داران اين روش معتقدند: انتخاب روش نبايد برمبناى آزمايش و خطا صورت گيرد. بدين طريق كه مثلاً، مشاور روش‏ها را يكى پس از ديگرى به‏كار بندد تا سرانجام به نتيجه مطلوب برسد؛ زيرا تفاوت‏هاى فردى زياد، و افراد خيلى پيچيده مى‏باشند و جامعه‏اى كه در آن زندگى مى‏كنند نيز پيچيده و درك مشكلاتشان بسيار دشوار و بدين علت هيچ روشى به تنهايى نمى‏تواند براى همه افراد مفيد واقع شود.(52)

 

فنون راهنمايى و مشاوره


فن كه به معناى راه و روش و صنعت و هنر است به شيوه اجراى امور طبق قوانين و قواعد اطلاق مى‏گردد. فنون مشاوره مجموعه قوانين نظرى و عملى شيوه‏هاى انجام مشاوره به طور موفقيت‏آميز را در بر مى‏گيرد. مشاور بايد بداند كه چگونه جلسه مشاوره را به طريقه درست آغاز كند، به چه نحوى بدان ادامه دهد، و نهايتاً با چه شيوه‏اى آن را پايان بخشد. ازاين‏رو، مى‏توان نتيجه گرفت كه مشاور براى كمك به مراجعان براى حل مشكل و نيز هدايت آنان در جهت خود كاوى و تصميم‏گيرى مناسب، بايدفنون مشاوره را به خوبى بداند. نحوه استفاده از فنون مشاوره به عوامل متعددى ازجمله شخصيت و موقعيت مشاور بستگى دارد. از اين رو نمى‏توان انتظار داشت كه تمام مشاوران از فنون مشاوره عيناً و به طور يكسان استفاده كنند.(96) فنون راهنمايى و مشاوره بحث مفصّلى است كه بعضاً فقط درباره فنون و روش‏هاى مشاوره كتابى نوشته شده است، در اين قسمت مؤلف كوشيده است مهم‏ترين فنونى را كه در علوم جديد و اسلام به آن پرداخته است تبيين نمايد، كه اَهم آن عبارتند از:

1. سلام و مصافحه:

در موقع ورود مراجع در جلسه مشاوره، مشاور بايد به او سلام كند ويا اگر وى سلام كرد، جواب سلامش را داده، به او دست دهد و به گرمى وى را بپذيرد.(97) سلام در لغت به معناى سلامت، تهنيت، درود، صلح‏و آشتى، تعظيم و تكريم است. سلام خود يك فرهنگ پويا و حلقه پيوند عاطفى و اجتماعى نزد مسلمانان است. سلام نقطه آغاز و پايان روابطانسانى است.(98) قرآن كريم بر حفظ چنين رفتار مطلوب اجتماعى تأكيد فراوان دارد:
اى كسانى كه به خدا ايمان آورده‏ايد! هر زمان كه مى‏خواهيد وارد خانه كسى بشويد قبلاً با معرفى خودتان اجازه بگيريد وبه هنگام ورود بر اهل خانه سلام كنيد. اين شيوه براى شما بهتر است، شايد كه پند گيريد.(99)
تقدم در سلام كردن نه تنها به عنوان يك رفتار نيكو مورد توجه بوده و نشان‏دهنده رشد شخصيت، خشوع، فروتنى و نفى كبر و غرور و منش جاهلانه است، بلكه خود سرمشق خوبى براى تمرين‏هاى كلامى و اجتماعى است. على(ع) مى‏فرمايد:
هر تازه واردى در محيط نامأنوس، حيرت زده مى‏شود، براى آرامش خاطر سخن خود را به سلام آغاز كنيد.(100)
شايد اين همه تأكيدى كه بر حفظ عادت مطلوب و رفتار پسنديده كلامى، يعنى تقدم در سلام شده است، مهم‏ترين دليليش ايجاد آمادگى ذهنى براى شروع كلامى سودمند و مؤثر و دل‏نشين است.(101)

2. احترام گذاشتن:

احترام گذاشتن به افراد از امورى است كه بايد در مشاوره مورد توجه خاص قرار گيرد. براى اين كه به اهميّت و چگونگى احترام گذاشتن به ديگران پى ببريم، به ذكر چند حديث و آيه در اين باره مى‏پردازيم رسول اكرم(ص) مى‏فرمايد:
كسى كه برادر مسلمان خود را با كلمات مودّت‏آميز خويش احترام نمايد و غمش را بزدايد تا اين سجيّه در او باقى است، پيوسته در سايه رحمت خداوند است.(102)
قرآن مى‏فرمايد:
اى پيامبر! به بندگان من بگو در مقام مكالمه با مردم، از هر طبقه‏اى كه باشند به نيكى سخن بگويند و از گفتارهاى زشت پرهيز نمايند.(103)
احترام به مردم يكى از برنامه‏هاى زندگى حضرت رسول(ص) بوده و در اين مورد كمال ملاطفت و دقت را انجام مى‏داد.
هر كس بر پيغمبر وارد مى‏شد پيغمبر به او احترام مى‏نمود، چه‏بسا عباى خود را به‏جاى فرش زير پاى او مى‏گستراند و بالشى كه تكيه‏گاه خودش بود به او مى‏داد.
رسول اكرم(ص) تنها در مسجد نشسته بود، مردى وارد شد و به طرف پيغمبر آمد، حضرت ازجا حركت كرد و به احترام او قدرى عقب رفت. عرض كرد كه: جا وسيع است، چرا قدمى به عقب رفتيد؟ فرمود: «از حقوق مسلمانى براى واردان حريم گرفتن و قدمى به عقب رفتن است».(104)

3. گوش دادن:

گوش دادن، عملى فعال و ارادى است كه به دقت و توجه نياز دارد. و شنيدن، عملى غير ارادى است و به دقت نياز ندارد. گوش دادن مهم‏ترين فنى است كه مشاور بايد در مشاوره به كار بندد. بدين معنا كه مشاور در جلسه مشاوره بايد به طور كامل و دقيق تمام حواسش را بر گفتار مراجع متمركز سازد و به گفته‏هاى او با دقت گوش فرا دهد.(105)
آدمى براى سخن‏گفتن نياز زيادى به آموختن ندارد؛ امّا براى گوش سپردن محتاج آموختن و تمرين است.(106) برخى استماع را عملى انفعالى تصور مى‏كنند، در صورتى كه به هنگام گوش دادن شخص بايد بسيار جنبه فعالى داشته باشد؛ زيرا گوش دادن تمام هوش وحواس ما را به كار مى‏گيرد. هنگام گوش دادن جريانى از پيغام‏هاى صوتى به گوش ما مى‏رسد كه بايد رمز آن‏ها را بگشاييم و مقصود گوينده را درك كنيم. چگونه از جمله معناى حقيقى آن را پيدا كنيم؟ گوينده در بيان چه چيزى مى‏كوشد؟ و... اطلاع وى درباره آن چه اندازه است؟ و... چه چيزهايى را فراموش كرده يا عمدتاً بيان نكرده است؟ و... انگيزه او بر اين كار چيست؟(107)
از نقطه نظر دينى نيز استماع، امرى مطلوب است. خداوند تبارك و تعالى‏ مى‏فرمايد:
... آنان كه سخن را مى‏شنوند و بهترين آن را پيروى مى‏كنند.(108)
امام صادق(ع) مى‏فرمايد:
خوش برخوردى و خوب گوش كردن نشان‏دهنده درست انديشى است.(109)
آرى، امام صادق(ع) گوش دادن - و نه سخن گفتن - را دليل درست انديشى مى‏داند، درصورتى‏كه شنونده سخن نمى‏گويد، بلكه خاموش است. امام صادق(ع) در حديثى ديگر مى‏فرمايد:
از جمله اخلاق نادان اين است كه قبل از شنيدن سخن، پاسخ مى‏گويد و پيش از فهميدن آن به مخالفت بر مى‏خيزد و ندانسته حكم و داورى مى‏كند.(110) كافران پيامبر(ص) را به سبب گوش دادن زياد سرزنش كردند و در اين راه تا آن‏جا پيش رفتند كه حضرت را (گوش) خواندند. قرآن درباره آنان فرمود:
ويقولون هو اذن قل اذن خير لكم...؛(111) و مى‏گويند كه: او به سخن هر كس گوش مى‏دهد. بگو: او براى شما شنونده سخن خير است.
آن حضرت براى گرفتن سخنان خوب مردم «گوش» بود. به همين دليل از همه پيام‏آوران روى زمين موفق‏تر بود و در تأثيرگذاشتن بر ديگران بيش‏ترين توانايى را داشت، تا آن جا كه مشركان، مردم را از ترس اين كه مبادا پيامبر آنان را «جادو» كند! و بذر ارزش‏هاى رسالت را، با استفاده از روش ارزشمند و اصول متعالى انسانى خود، در دل‏هاى‏شان بيفشاند، آنان را از هم‏نشينى با او برحذر مى‏داشتند.(112)

4. هم‏دلى كردن:

اى بسا هندو و ترك هم‏زبان

اى بسا دو ترك چون بيگانگان

پس زبان محرمى خود ديگر است

هم‏دلى از هم‏زبانى بهتر است‏(113)

درك هم‏دلانه بدين‏معناست كه مشاور يا درمان‏گر، دنياى مراجعان را بدان‏طريقى كه هست دقيقاً دريابد و با آن هم‏دلى كند. مشاور چنان با دنياى درون مُراجع مرتبط مى‏شود كه گويا مشكل متعلق به خود اوست. چنين درك هم‏دلانه‏اى به مُراجع امكان مى‏دهد تا عميقاً و آزادانه به خود كاوى و مكاشفه بپردازد و شناخت كامل‏ترى از خود به دست آورد. درك هم‏دلانه به طور كامل غير ممكن است و خوش‏بختانه ضرورتى هم ندارد؛ ولى همين‏كه مشاور مى‏خواهد و مايل است كه مُراجع را درك كند، گام مهمى در جريان درمان به شمار مى‏آيد و موجب پيشرفت درمان مى‏شود. براى آن‏كه مشاور بتواند مُراجع خود را به خوبى درك كند بايد توجهش را به دنياى پديده‏اى مُراجع معطوف دارد. به عبارت ديگر، مشاور نه تنها به گفته‏هاى مُراجع گوش فرا مى‏دهد، بلكه در دنياى خصوصى و درونى او غوطه‏ور مى‏شود و مسائل را از ديدگاه مُراجع مى‏نگرد.(114) در دين مقدس اسلام، راجع به تفاهم و هم‏دلى سفارش بسيار شده است، قرآن كريم در اين زمينه مى‏فرمايد:
مؤمنان به منزله برادر يك‏ديگرند.(115)
مردان و زنان با ايمان همه يار و دوست‏دار يك‏ديگرند.(116)
و پيامبر اسلام(ص) كه مبلغ و مدافع اين ارزش‏هاى حسنه بوده و ائمه اطهار(ع) ادامه دهنده راه آن حضرت بوده‏اند، همواره مسلمانان را به تفاهم و هم‏دلى توصيه مى‏كردند. پيامبر گرامى(ص) در اين‏باره مى‏فرمايد:
هيچ‏كس از شما ايمان نياورده است تا هنگامى كه آن چيزى را براى برادرش دوست بدارد كه براى خودش دوست دارد.(117)
از نظر امام صادق(ع) مؤمن برادر مؤمن است وآنان مثل يك پيكرند كه اگر عضوى از آن به درد آيد، بقيه اعضا نيز احساس درد مى‏كنند و ارواح مؤمنان هم‏چون يك روح مى‏باشند و اتصال و پيوستگى روح مؤمن با روح الهى خيلى شديدتر از اتصال خورشيد با آن است.(118)
اسلام براى پيش‏گيرى از مشكلات تربيتى كودكان به مربيان پيشنهاد مى‏كند كه درك هم‏دلانه با كودك داشته باشند و سعى كنند خودشان را تا سرحد كودكى تنزل دهند، از ديدگاه او فكر كنند و به مقدار درك او سخن گويند، آن‏چنان با او سخن بگويند كه گويا يك دوست هم‏سال با او سخن مى‏گويد و بدين‏طريق با او هم‏فكر و هم‏راز و هم‏زبان و مأنوس گردند.(119) پيامبر(ص) مى‏فرمايد:
هر كس كه كودكى نزد او هست بايد برايش كودكى كند.(120)
فروتنى و مدارا با كودكان از عادت‏هاى رسول خدا(ص) بوده است.(121)
يكى از اصحاب مى‏گويد:
روزى رسول خدا(ص) به ميهمانى مى‏رفت، در بين راه ديد كه امام حسين(ع)با كودكان بازى مى‏كند. پيامبر(ص) به سوى او رفت و دست‏هايش را گشود تا او را در آغوش بگيرد؛ امّا امام حسين(ع) از اين طرف به آن طرف فرار مى‏كرد، پيامبر آن قدر خنده و شوخى كرد تا سرانجام او را گرفت. و در آغوش كشيد، يك دست را زير چانه و دست ديگر را پشت سرش نهاد، آن گاه لب‏هاى مبارك را بر دهان حسين گذاشت و بوسيد و فرمود: «حسين از من است و من از حسينم، خدا دوست داران حسين را دوست دارد».(122)

5. هم سازى:

مشاور مطلوب، كسى است كه در جريان روان درمانى، از هماهنگى و هم سازى درونى برخوردار باشد و بين آن چه كه هست و آن چه كه مى‏گويد اختلافى وجود نداشته باشد. از احساسات خودش كاملاً آگاه باشد و آن‏ها را بپذيرد و با رضايت كامل و به هنگام ضرورت اين احساسات را در جريان درمان بيان كند. اين خصيصه، مبيّن خود بودن مشاور و نداشتن حالت دفاعى به هنگام مواجهه با مُراجع است. به طور اخص، هماهنگى و هم‏سازى به منزله وضعيتى در درون فرد توصيف مى‏شود كه در آن، احساسات او، آگاهى او از اين احساسات و ابراز آن‏ها به شخص ديگر، همگى با هم تطبيق مى‏كنند و با يك ديگر هم خوانى دارند.(123)
شارع مقدس اسلام در تعليم گروندگان خود اكتفا به بيان كليات عقلى و قوانين عمومى نكرده است، بلكه مسلمانان را از همان ابتداى تشرّفشان به اسلام، به عمل واداشته، آن گاه به بيان لفظى پرداخته است. براى علم بى عمل هيچ تأثيرى نيست؛ زيرا همان طورى كه براى الفاظ دلالت هست، عمل هم داراى دلالت است؛ به اين معنا كه اگر عمل برخلاف قول بود، دلالت مى‏كند بر اين كه در نفس صاحبش حالتى است مخالف گفته‏هاى او كه گفته هايش را تكذيب مى‏كند و مى‏فهماند كه گفته‏هايش جز كيد و نوعى حيله براى فريب دادن مردم نيست. از اين روست كه دل‏هاى مردم از شنيدن مواعظ اشخاصى كه خود در طريقه‏اى كه به مردم پيشنهاد مى‏كنند صبر و ثبات ندارند؛ نرم نمى‏شوند و نفوسشان منقاد نصايح آنان نمى‏گردد.(124) خداوند در اين باره مى‏فرمايد:
آيا كسى كه به حق و حقيقت راه يافته است سزاوارتر است به اين كه پيروى‏اش كنند يا كسى كه راه خود را نيافته و ديگران بايد او را هدايت كنند؟(125)
حضرت على(ع) مى‏فرمايد:
آن كس كه مى‏خواهد پيشواى مردم باشد و آنان را به دنبال خود به راهى دعوت كند، پيش از آن كه مى‏خواهد به ديگران ياد بدهد، خود را مخاطب كند و به خودش تعليم و تلقين نمايد، پيش از آن كه مى‏خواهد مردم را با زبان خود تربيت كند. آن كس كه خودش را تعليم و تلقين مى‏كند و خودش را تربيت و تأديب مى‏كند، براى احترام و تكريم شايسته‏تر است از آن كه معلم و مربى ديگران است.(126)

6. پذيرش:

مشاور بايد مُراجع را به مثابه يك انسان، آن طور كه هست،خوب يا بد با تمام مشكلات و ناسازگارى هايش بپذيرد. پذيرش، يك‏نگرش مثبت به فرد است. در اين نگرش مثبت، مشاور مُراجع را به‏منزله موجودى با ارزش و صاحب شأن به حساب مى‏آورد كه حق‏تصميم‏گيرى درباره خود را دارد. چنين پذيرشى ايجاب مى‏كند كه به‏مُراجع توجه مثبتى مبذول شود تا احساس ارزشمندى كند. نتيجه اين‏كه‏مشاور بايد به طور غير شرطى و بدون هيچ گونه قيد وبندى، مُراجع رابپذيرد.(127)
حضرت على(ع) درباره اين پذيرش بى قيد و شرط به فرزندش محمد حنفيه مى‏گويد:
فرزندم! به تمام انسان‏ها نيكى كن، همان گونه كه انتظار دارى نسبت به تو نيكى كنند....(128)
امام صادق(ع) در مورد پذيرش بى‏قيد و شرط و رعايت بى‏طرفى و امانت در مشاوره مى‏فرمايد:
بدان! اگر ضارب حضرت على(ع) و قاتل او مرا امين شمارد و از من پند خيرخواهانه ونظريه طلب كند در صورتى‏كه اين درخواست را بپذيرم، حتماً امانت را در اين كار نسبت به او رعايت خواهم كرد.(129)
رسول اكرم(ص) مى‏فرمايد:
هر گاه كسى از شما از برادرش مشورت بخواهد، بايد او را راهنمايى كند.(130)

7. كاهش اضطراب در جلسه مشاوره:

مشاور كار آزموده در آغاز جلسه مشاوره، از طريق برقرارى رابطه حسنه مشاوره‏اى، اضطراب مُراجع را كاهش‏مى‏دهد و او را به طرح مشكلش ترغيب مى‏كند. با برقرارى رابطه حسنه مشاوره‏اى، مُراجع، جلسه مشاوره را امن مى‏شمارد و به مشاور اعتمادمى‏كند.
رابطه حسنه مشاوره‏اى، هسته اصلى و مركزى مشاوره، و عاملى درمان بخش است و به رشد مُراجع كمك مى‏كند. رابطه حسنه مشاوره‏اى، زمانى ايجاد مى‏شود كه عوامل نگران‏زا و ناخوش‏آيند در جلسه مشاوره كاهش يابند و يا از بين بروند. از اين رو، مشاور بايد تمام عوامل مزاحم و مخل در جلسه مشاوره را شناسايى كند و در حذف آن بكوشد.(131)
پيامبر گرامى اسلام كه والاترين الگوى كمالات انسانى است، در خصوص اين فن مشاوره از ايشان روايتى به شرح زير نقل شده است:
روزى مردى باديه نشين به حضور پيامبر(ص) آمد و حاجتى داشت، وقتى جلو آمد از هيبت آن‏حضرت و روى حساب چيزهايى كه شنيده بود، هيبت پيامبراكرم(ص) او را گرفت و زبانش به لكنت افتاد. حضرت ناراحت شدند. پرسيدند: «از ديدن من زبانت به لكنت افتاد»؟ سپس فوراً او را در آغوش گرفت و فشرد، سپس فرمود: «آسان بگير و آسوده باش من از جبابره نيستم، من پسر زنى هستم كه با دست خودش از پستان گوسفند شير مى‏دوشيد، من مثل برادر شما هستم».(132)

8. انعكاس گفتار و احساسات:

مشاور بايد در جلسه مشاوره از طريق انعكاس به موقع و درست گفته‏ها و احساسات مُراجع، او را به بحث بيش‏تر و عميق‏تر و جست‏وجوى راه‏حل‏هاى مناسب تشويق كند. مُراجع‏در نخستين جلسه مشاوره، خود را در پيدايش مشكل سهيم نمى‏داند و ديگران‏را باعث بروز مشكلاتش مى‏پندارد. انعكاس گفتار و احساس مُراجع، از حالت دفاعى او مى‏كاهد و مُراجع را در پذيرفتن واقعيت يارى مى‏دهد. انعكاس گفتار با تكرار جملات‏مُراجع تفاوت دارد. مشاور در تكرار جملات مُراجع، همه يا بخشى از گفته‏هاى مُراجع را بدون تغيير بيان مى‏كند. در حالى كه در انعكاس گفتار، مشاور علاوه بر بيان‏گفته‏هاى مُراجع در قالب جديد، مُراجع را به تفكر و انديشه بيش‏تر درباره موضوع تشويق مى‏كند. مشاور در انعكاس احساسات مُراجع، همانند آيينه‏اى عمل مى‏كند كه او مى‏تواند حالات و عواطف خود را در مشاور بنگرد. براى آن كه مشاور بتواند احساسات و گفته‏هاى مُراجع را به خوبى منعكس سازد، بايد با دقت به مُراجع گوش فرادهد و در صورتى كه متوجه قسمتى از گفته‏هاى مُراجع نشود، بايد بى درنگ براى روشن شدن موضوع از او سؤال كند.(133)
آنان كه مى‏خواهند به عيوب و نقايص خويش پى ببرند، بايد عقل ديگران را ضميمه عقل خويش گردانند و از انتقاد و بررسى آنان استفاده كنند، يا اعمال و افكار خود را به افراد بصير و لايق عرضه دارند و از تذكرات ايشان استفاده كنند. بدين طريق به عيوب و نقايص خويش پى برده و زمينه اصلاح خود را فراهم سازند. افراد با فضيلت و دانا در جامعه همانند آيينه هستند كه زيبايى ها و زشتى‏ها را ارائه مى‏كنند و حقايق را آشكار مى‏سازند. كسى كه خواستار پاكى و فضيلت است چنان كه ذكر شد بايد خويش را به ايشان عرضه دارد و از انتقادات آن مردان پاك استفاده نمايد. حضرت رسول اكرم(ص)مى‏فرمايد:
مؤمن براى برادر خويش مانند آيينه است كه ناملايمات و بدى‏ها را از وى دور مى‏سازد.(134)

9. تغيير ادراك:

نظريه راجرز داراى ديدگاه پديده‏شناسى است. در پديده‏شناسى اعتقاد بر آن است كه، گرچه دنياى واقعى ممكن است موجود باشد، ولى موجوديت آن را نمى‏توان مستقيماً شناخت و يا تجربه كرد، بلكه مى‏توان بر اساس ادراكات فرد از جهان اين موجوديت را تصور و دريافت كرد. اين ادراكات زمينه پديده‏اى فرد را به‏وجود مى‏آورند. انسان فقط مى‏تواند جهانِ پديده‏اى حادث توسطِ خودش را بشناسد و نه جهان واقعى را، از اين‏رو انسان تنها بر اساس ادراكاتش از اشيا و بر اساس تصورش از آن‏ها، رفتار خواهد كرد. راجرز هنگامى كه درباره مرجع قياس درونى بحث مى‏كند، در واقع ديدگاه پديده‏شناسى را به كار مى‏بندد. از نظر راجرز اگر كسى بخواهد تغيير ثابتى در رفتار فرد ديگرى ايجاد كند، بايد ادراك او را تغيير دهد وگر نه نمى‏توانيم در فرد تغييرى ايجاد نماييم.(135)
انبيا هم نيامده‏اند تا بحث كنند كه مثلاً قوّه شهوت، سرمنشأ چند نوع از ملكات مى‏گردد. يا قوّه غضب چه شقوقى دارد و صفاتى كه از آن منشعب مى‏شود چند شق است. يا از دروغ و دنائت و لئامت، چه صفاتى حاصل مى‏شود. خير، راه و مقصد انبيا اين گونه مسائل نيست، بلكه انبيا آمده‏اند تاادراك جامعه انسانى را تغيير دهند؛ يعنى، انسان را با تغيير و تبديل ادراك‏او به‏گونه‏اى رشد و نمو دهند كه براى او متخلّق شدن به اخلاق الهى، به آسانى ممكن و ميسّر باشد. به عبارت ديگر، وقتى بينش انسان، مبدل به بينش الهى شد، ديگر ترس و جبن برايش معنا ندارد، اصلاً حسد در مسير روح او واقع نمى‏شود، چون او به جايى رسيده كه ديگر جز خدا نمى‏بيند.(136)

 

نتیجه گیری:

1-      جهت کمک و راهنمایی معلمان در رفع مشکلاتی که اغلی با آن مواجه می شوند وظیفه مهم نظارت کننده مشاوره با معلمان است.

2-      یکی از تعریفات مشاوره عبارت است از رابطه رو در رو و صمیمانه بین مراجع و مشاور که منجر به خودشناسی مراجع شودو

3-      امر مشاوره شامل مراحلی است، ازجمله: بدست آوردن اطلاعات لازم در مورد مراجع به وسیله مصاحبه و مطالعه پرونده یا مشاهده رفتار او، تنظیم و تفسیر اطلاعات بدست آمده و بالاخره مرحله تشخیص و درمان مراجع.

4-      اصولی کلی که در جلسات مشاوره باید مراعات شود عبارت است از: ایجاد رابطه صمیمانه بین مشاور و معلم، قبول و پذیرش معلم با تمام ویژگی هایش، ایجاد تسهیلات لازم برای معلم بطوری که بتواند آزادانه سخن بگوید، مشاهده دقیق رفتار او و بالاخره تفهیم دوجانبه.

5-      کار مشاوره را می شود بصورت انفرادی یعنی با شرکت ماجع و یا مشاور یا بصورت گروهی یعنی با شرکت چندین معلم و یک مشاور و یا چند مشاور داد.

 

 

منابع:


1. رضا استادى، ده رساله، ص‏124 - 129؛ سيّدمهدى حسينى، مشاوره و راهنمايى در تعليم و تربيت اسلامى، ص‏28 - 29.
2. سيّدمهدى حسينى، اصول و روشهاى راهنمايى و مشاوره، ص‏229.
3. عبداللَّه شفيع آبادى و غلامرضا ناصرى، نظريه‏هاى مشاوره و روان درمانى، ص 148.

4. مقدم، بدری، کاربرد روانشناسی در آموزشگاه، تهران سال 1358.

 

تهیه کننده:

رحمت الله اعتمادی جاغوری

 محصل سال چهارم پوهنحی روانشناسی پوهنتون کابل